رربورن كلاوس ميشائيل ( مترجم : كيكاوس جهاندارى )

33

نظام ايالات در دوره صفويه ( فارسى )

آن‌گاه صحبت از عبارت‌پردازيهاى فرمانهاى خاص صدر ، روحانيون ، اطباء و ديگران ، وزير اعظم و وزراى ايالات به ميان مىآيد . در آخر سخن از مسؤول امور مالى كل مملكتى ( مستوفى الممالك ) به ميان است و پس از او از ساير مناصب ديوانى و دربارى پست‌تر بحث مىشود . فقط وزير اعظم و مستوفى الممالك غير از امرائى كه ذكر آنها گذشت حق استفاده از عنوان عاليجاه را دارند . هرگاه اطلاعات مندرج در اين رساله را با فرمانها و رونوشت فرمانهاى موجود مقايسه كنيم مىبينيم كه اين افراط در القاب و عناوين حتى در زمان شاه طهماسب اوّل ( 984 - 930 - 76 - 1524 م ) نيز متداول بوده و از آن گذشته انحراف نيز از نمونه‌هائى كه در اين رساله به دست داده شده بسيار ديده مىشود . به ابتدا و انتهاى القاب اجزاى ديگرى مىافزوده‌اند يا از آنها مىكاسته‌اند . اما در اسّ اساس عناوين و القاب محرّرين نمىتوانسته‌اند به ميل خود تصرف روا دارند . در رسالهء مورد استفادهء ما لقب امير الامرائى فقط به پنج تن از بيگلربيگىها داده شده است . اما در يكى از اسناد سال 1055 ( - 1645 م . ) « 146 » بيگلربيگى چخورسعد و در دو سند

--> - باشد به همين دستور و گرنه : رفعت و اقبال‌پناه عزت و اجلال دستگاه مقرب الحضرة العلية العالية ( برگ a 356 ) الخاقانيه فلان ؛ بيگلربيگيان ممالك : بيگلربيگى خراسان و فارس و بغداد و قندهار و شيروان بيك طرز نوشته مىشود و لفظ امير الامرائى اضافهء القاب ايشان مىشود مثلا : ايالت و شوكت‌پناه حشمت و ابهت دستگاه عاليجاه امير الامرائى نظاما للايالة و الاقبال فلان خان بيگلربيگى فلان محل ؛ و بيگلربيگى تبريز و چخورسعد و قراباغ و استراباد و مشهد مقدس و مروشاهىجان و كوه‌گيلويه و شهرزور و قلمرو على شكر و لرستان همگى بدستور كه : ايالت و شوكت‌پناه نصفت و ابهت دستگاه عاليجاه نظاما للايالة و الاقبال فلان خان ؛ درجهء ثانى امرا : سلطانان خرد و كلان : و هركدام رتبهء خانى داشته باشد يك فقره از بيگلربيگيان كمتر مثلا : ايالت و حكومت پناه كمالا للايالة و الاقبال فلان خان . . . . ؛ ( برگ b 356 ) سلطانان بزرگ : امارت و حكومت پناه كمالا للامارة فلان سلطان . . . ؛ سلطانان كوچك : امارت پناه كمالا للامارة . . . ؛ و بعضى كه منتظر الامارة باشند : امارت شعار فلان بيگ يا : امارت مآب فلان بيگ . . . ( 146 ) - پاپازيان ، جلد دوم ، سند بيست و هشتم .