رربورن كلاوس ميشائيل ( مترجم : كيكاوس جهاندارى )
15
نظام ايالات در دوره صفويه ( فارسى )
مىشد و در مغرب تا دورق ، اهواز ، شوشتر و دزفول « 65 » گسترده بود . مطابق اين مأخذ در آن عهد شط العرب سرحد مملكت بود « 66 » . از اودئيل 9 - 1108 ( - 1697 م . ) به بعد بيگلربيگىهاى كوهگيلويه تا مدتى شخصا حكومت بصره را نيز كه حاكم خوزستان در سال قبل تصرف كرده بود به عهده داشتند « 67 » . هنگامى كه مقارن اواخر دورهء صفويه اعراب مسقط امنيت سواحل خليج فارس را مختل كردند لطفعلى خان داغستانى از طرف دربار مأمور دفاع آن ناحيه گرديد . او نيز مانند اللّه ويردى خان در روزگار خود ، به سمت « بيگلربيگى بلاد فارس و كوهگيلويه و خان لار و بنادر » « 68 » منصوب شد . 13 - كرمان . از زمان شاه اسمعيل اول ( 930 - 907 - 1524 - 1502 م . ) ما اخبار و اطلاعات محدودى دربارهء كرمان در دست داريم . وقايعنامهها ضمن شرح حوادث ربيع الاول 909 ( - سپتامبر 1503 م . ) فقط اين را ذكر مىكنند كه اين ايالت به تصرف شاه اسمعيل اول درآمد « 69 » . تنها يكى از منابع متأخر دورهء قاجاريه از اولين حاكم اين ديار نام مىبرد كه محمد خان استاجلو بوده است . پس از آنكه او بعدها حاكم دياربكر شد تا زمان مرگش كرمان را توسط نمايندگان خود اداره مىكرد « 70 » . منابع معاصر در سال 932 ( 6 - 1525 م . ) از حاكمى نام مىبرند « 71 » . معمولا مراد از كرمان تقريبا كموبيش همان شهر كرمان و اطراف آن بود . يزد
--> ( 65 ) - رجوع شود به رياض الفردوس ، ص 359 ، 362 و بعد از آن ؛ براى خوزستان به تذكرة الملوك ، ص a 123 نيز رجوع شود . ( 66 ) - رجوع شود به رياض الفردوس ، ص 380 . ( 67 ) - دستور شهرياران ، ص b 123 به بعد ، b 156 و b 216 ؛ تذكرهء شوشتريه ، ص a 48 به بعد . مطابق نظر لاكهارت ( Lockhart ) در انقراض سلسلهء صفويه ، ص 54 ( متن انگليسى ) ، سلطهء ايران تا سال 1701 م . دوام يافت . ولى طبق دستور - شهرياران ، ص a 232 حاكم ايرانى ، بصره را در بارسئيل 10 - 1109 كه آغاز آن در بيستم ( ! ) مارس 1698 م . بود به عثمانيها تحويل داد . ( 68 ) - مجمع التواريخ ، ص b 34 به بعد . ( 69 ) - تاريخ حيدرى ، ص b 574 ؛ لب التواريخ ، ص 8 و غيره . ( 70 ) - تاريخ كرمان تأليف احمد على خان وزيرى كرمانى ، طهران 1961 ، ص 265 . ( 71 ) - نسخ جهانآرا ، ص a 213 .