رربورن كلاوس ميشائيل ( مترجم : كيكاوس جهاندارى )

16

نظام ايالات در دوره صفويه ( فارسى )

تقريبا هميشه « 72 » يك حكومت مستقل يا وزيرنشين بود و هرموز نيز در دست پرتقاليها بود . « الكاى گرمسيرات جرون » « 73 » ، خصوصا قلاع مينا ، تذج ( ! ) « 74 » و شميل ، تا سال 977 ( - 70 - 1569 م . ) هنگامى كه به دست حاكم كرمان مسخر شد زير فرمان حكام محلى قرار گرفت . از زمان شاه عباس اول ( 1038 - 995 - 1629 - 1587 م . ) اين نواحى ، همانطور كه قبلا ذكر شد از توابع فارس يا كوه‌گيلويه بود . به همين ترتيب مقارن اواخر دورهء شاه طهماسب اول ( متوفى در 984 - 1576 م . ) مناطق كيج و مكران كه باز در نقطه‌اى شرقىتر قرار داشت به تصرف قزلباشها درآمد ، اما قزلباشها نتوانستند وضع خود را در زمان شاه محمد ( 985 تا 995 - 1587 - 1578 م ) حفظ كنند . اواسط سال 1017 ( - 1608 م . ) شاه عباس به تصرف مجدد آن نواحى فرمان داد . در ابتداى امر به مستقر ساختن جمعى از تحصيلداران ماليات نزد قبايل مختلف اكتفا شد « 75 » . از ابتداى سال 1022 ( - 1613 م . ) تا تخاقوىئيل 1 - 1030 ( - 1621 م . ) در قلعهء بن‌فهل ( همچنين فهل ، بمپور امروز ) يك سربازخانهء ايرانى « 76 » وجود داشت . صفويه نتوانستند در مناطقى كه بلافاصله در مشرق كرمان قرار داشت جاى پائى براى خود محكم كنند : از خبرى از توشقان‌ئيل 1 - 1110 ( - 1700 - 1699 م . ) چنين مىفهميم كه ساكنان سرحد ،

--> ( 72 ) - فقط در دورهء شاه محمد ( 95 - 985 - 87 - 1578 م . ) بكتاش خان افشار ، حاكم ياغى كرمان ، يزد را بر خلاف قانون به ايالت خود منضم ساخت ( خلاصة التواريخ ، ص a 391 ) . ( 73 ) - خلاصة التواريخ ، ص a 228 ؛ رجوع شود به احسن التواريخ ، ص 443 كه به‌نظر مىآيد متن آن در اين موضع مخدوش باشد . جرون اسم قديم هرموز است . ( 74 ) - تذرج قاعدة همان تزرج امروزى واقع در بخش طارم از حوزهء بندرعباس بايد باشد كه تا مسافتى بعيد بزرگترين نقطه‌اى است كه به اين نام وجود دارد و از ساير قراء نيز به شميل از همه نزديكتر است . در نقشهء قديمى كه در جلد دوم كتاب هانوى ( Hanway ) مقابل صفحهء 82 آمده است به‌جاى ميناب امروزى مينا ذكر شده است . ( 75 ) - به تبعيت از تاريخ عباسى ، ص a 295 تا a 300 ؛ رجوع شود به احياء الملوك ، ص a / b 202 . ( 76 ) - عالم‌آراى عباسى ، ص 861 ؛ ذيل تاريخ عالم‌آراى عباسى ، ص 131 و بعد از آن ( - خلد برين ، ص a / b 62 ) .