رربورن كلاوس ميشائيل ( مترجم : كيكاوس جهاندارى )

201

نظام ايالات در دوره صفويه ( فارسى )

رسيده كه در آن شهرها به حكومت عمال شاهزاده گردن گذارده‌اند « 154 » . آنچه مؤلف خلاصة التواريخ كه در آن هنگام وزير قم بوده دربارهء سرنوشت بعدى كاشان گزارش مىدهد شايان توجه است : در محرم سال 995 ( - دسامبر 1586 م . ) در عراق عجم از قتل حمزه ميرزا خبردار شدند . كاشانىها بلافاصله با پسر محمد خان كه در قم بود رابطه برقرار كردند و او را به شهر خود خواندند . « مردم كاشان و عمال آنجا از وزير و داروغه كه از جانب نواب شاهزاده منصوب بودند . . . گمان [ داشتند كه ] در اين فترت و رحلت نواب شاهزاده باز محمد خان در درگاه مدار عليه است و باز كاشان به او قرار مىگيرد . . . » « 155 » . با در نظر گرفتن همهء اين حقايق ديگر اين اضطراب و قلق اسكندر منشى مصنوعى به‌نظر مىآيد : « اول بىادبى و خطاى » مرشد قلى ، وكيل شاه عباس اول در اين بود كه اصفهان را « به خود متعلق و مخصوص ساخت » زيرا « اكثر املاك خاصهء شاه جنت مكان « * » و خاص آن حضرت » « 156 » در اين ناحيه واقع بوده و در دورهء شاه محمد ( 95 - 985 - 87 - 1578 م . ) به شاهزاده حمزه ميرزا و بعدها ابو طالب ميرزا تعلق داشته است . وضع مستقل پادشاهان در قبال قزلباش‌ها از زمان شاه عباس اول ( 995 تا 1038 - 1629 - 1587 م . ) به بعد با توسعهء املاك خاصه به بهترين وجه نمودار مىشود . پس از آنكه با ايجاد قواى مخصوص سلطنتى قدرت از قزلباشها سلب شد ديگر لزومى نداشت ايالاتى را كه در آنها فقط قواى مخصوص سلطنتى مستقر بود

--> ( 154 ) - رجوع شود به خلاصة التواريخ ، ص a 386 ، a 391 . ( 155 ) - خلاصة التواريخ ، ص a 386 ؛ همچنين رجوع شود به تاريخ عالم‌آراى عباسى ، ص 353 ؛ هفت اقليم ، جلد دوم ، ص 487 . ( 156 ) - تاريخ عالم‌آراى عباسى ، ص 381 ؛ همچنين رجوع شود به خلاصة - التواريخ ، ص b 402 . ( * ) پيداست كه منظور شاه طهماسب اول است . م .