رربورن كلاوس ميشائيل ( مترجم : كيكاوس جهاندارى )
193
نظام ايالات در دوره صفويه ( فارسى )
نرسيده است كه آيا او هم از اعضاى همين خانواده بود يا نه : در اودئيل 9 - 1108 ( - 8 - 1697 م . ) بلوچهاى غارتگر كه از زمانى دراز ايالات مرزى جنوب شرقى ايران را ناامن ساخته بودند تا يزد پيش تاختند . در اين هنگام « وزير يزد با مين - باشى بافقى . . . با سپاهى بسيار و چريك بيشمار . . . » « 125 » به دفاع از آن ناحيه شتاب كرد . در مازندران نيز اوضاع و احوالى نظير اين حكمفرما بود . قزّاقان ستنكار ازين در زمان شاه عباس دوم ( 77 - 1052 - 66 - 1642 م . ) از راه دريا به كرّات ايالات ساحلى ايران را مورد دستبرد قرار دادند و ويران كردند . در نتيجه فرمان عالى صادر شد كه در اين نواحى بهخصوص دقت و مواظبت بيشتر مرعى دارند . در مازندران مىبايست ميرسيد حسين شيروانى « * » « به اتفاق مينباشيان و تفنگچيان نور و كجورى و لاريجانى و هزارجريبى و غلامان خاصهء شريفه ساكن مازندران به كشيك قيام كنند » « 126 » . به همين ترتيب لازم بود در بيهپيش ( لاهيجان ) غازيان صوفى به اتفاق وزير بيهپيش آمادهء دفاع باشند . در گيلان كه همواره مسؤولين مىبايست مترصد و مواظب اغتشاشات داخلى باشند چند منطقهء كوچكتر را تبديل به حكومت كرده بودند . در تنكابن كه در شرق ، بين گيلان و رستمدار واقع است قبلا از ابتداى سلطنت شاه عباس اول ( 1038 - 995 - 1629 - 1587 م . ) قويله حصارلوها ، شعبهاى از قبيلهء روملو « 127 » ، مستقر بودند و يك نفر امير حاكم آنجا بود . وقايعنامهها باز بعدها برحسب موقع از قويله حصارلوها نام مىبرند « 128 » . خاندان غازيان صوفى كه اصلا كرد -
--> ( 125 ) - دستور شهرياران ، ص b 175 . ( 126 ) - عباسنامه ، ص 308 . وضع مىرسيد حسين بر ما روشن نيست . او وزير مازندران نبوده است . ( 127 ) - براى شجرهء نسب رجوع شود به تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 1085 ؛ ذيل عالمآراى عباسى ، ص 85 . ( 128 ) - رابينو ، ايالات ساحلى درياى خزر ، ص 456 ؛ تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 1085 ؛ ذيل عالمآراى عباسى ، ص 17 و 85 ؛ تذكرة الملوك ، ص b 119 . ( * ) عين مطلب از عباسنامه نقل شد . م .