رربورن كلاوس ميشائيل ( مترجم : كيكاوس جهاندارى )

194

نظام ايالات در دوره صفويه ( فارسى )

نژاد « 129 » بودند نيز از آن هنگام در گيلان متوطن بودند . امير آنها حاكم رانكوه بود و در نيمهء اول قرن هفدهم ( - قرن يازدهم هجرى ) حكومت ديلمان را نيز داشت « 130 » . در قسمت غربى اين ايالت غازيان چبنى هم در زمان شاه عباس اول ، در لشته‌نشا يا فومن و بعدها در گسكر به همين طريق تحت نظر يك خان بودند « 131 » . مىدانيم كه كهدم نيز گاه‌گاه حاكم‌نشين بوده است . وزرا نيز همان‌طور كه ما در همين فصل قبلا يادآور شديم فقط هنگامى كه خطرى فورى ايالتشان را تهديد مىكرد فرماندهى نظامى را به عهده مىگرفتند . آشكار است كه وزراى گيلان حق احضار و جمع‌آورى قواى كمكى را داشته‌اند . در زمان شاه عباس اول ( - 1038 - 995 - 1629 - 1587 م . ) بين وزير گيلان و وزير كل آذربايجان و گسكر و آستارا بر سر صلاحيت خودشان اختلافى افتاد . وزير گيلان به سرعت رعايا ( ليام ) « 132 » را مسلح كرد و به راه انداخت تا رقبا را از آستارا براند . اما همهء اين كارها بدون فرمان دربار انجام گرفت . هنگامى كه اين امر به عرض شاه رسيد دستور داد تا وزير ، اين لشكريان را به حضور آورد . در چنين لحظات اضطرارى وزير در تحت شرايط و مقتضياتى مىتوانست حتى بر قواى نظامى عادى منطقهء خود نيز فرمان براند . بدين طريق ما ذيل وقايع سال 1049 ( - 1639 م . ) مىشنويم كه وزير لار به فرمان شاه صفى با « قشون لار و توابع » « 133 » به جنگ چادرنشينان نافرمان رفت .

--> ( 129 ) - براى شجرهء نسب رجوع شود به تاريخ عالم‌آراى عباسى ، ص 1086 . ( 130 ) - رابينو ، ايالات ساحلى درياى خزر ، ص 445 ، 455 ، 463 ؛ تاريخ عالم آراى عباسى ، ص 451 ؛ ذيل عالم‌آراى عباسى ، ص 16 ؛ عباسنامه ، ص 308 ؛ تذكرة الملوك در صفحهء a 119 فقط براى رانكوه از وجود يك حاكم خبر مىدهد نه براى ديلمان . ( 131 ) - رابينو ، ايالات ساحلى درياى خزر ، ص 457 ؛ تاريخ گيلان تأليف عبد الفتاح فومنى ، ص 162 ؛ تاريخ عالم‌آراى عباسى ، ص 514 ، 1088 ؛ عباسنامه ، ص 308 . ( 132 ) - تاريخ گيلان تأليف عبد الفتاح فومنى ، ص 150 به بعد . ( 133 ) - خلدبرين ، ص 235 . در خلاصة السير ، ص b 155 نيز به همين صورت منعكس است .