رربورن كلاوس ميشائيل ( مترجم : كيكاوس جهاندارى )
138
نظام ايالات در دوره صفويه ( فارسى )
است كه در حين جنگهائى كه در اطراف پايتخت درگرفته بود والى وقت خوزستان « 589 » و طبق بعضى از مآخذ همچنين والى لرستان « 590 » بهطور موقت سمت سپهسالارى را نيز در تصدى خود داشتهاند . علت اين را كه چرا واليان در اواخر دورهء صفويه سهم نظامى چنين مهمى به عهده داشتهاند بايد در اينجا جست كه تغييرات عمدهء حادث در سازمانهاى نظامى كه در فوق « 591 » به وصف آن پرداختيم در ايالات تحت نظر واليان ابدا اجرا نشد . واليان در اواخر دورهء صفويه نيز كاملا به قواى نظامى تحت فرمان خود كه با آنان قرابت خونى و طايفهاى داشتند و در ابراز وفادارى و اخلاص آنها ترديدى نمىكردند ، متّكى بودند . 4 - ادارهء ايالات والىنشين و حكومت مركزى در چشم معاصران ، والى بر خلاف ساير حكام مالك و صاحب ايالت تحت فرمان خود محسوب مىشد ، همانطور كه شاه نيز مالك بقيهء قلمرو مملكتى بهشمار مىرفت « 592 » . اسكندر منشى در يك موضع حاكم كردستان ، خان احمد خان را « به استقلال حاكم اردلان و متصرف ملك موروث و بيگلربيگى شهرزور » « 593 » مىنامد . آنچه گفته شد هنگامى روشنتر مىشود كه همين مؤلف سلطان محمود خان ( سيمون اول )
--> ( 589 ) - سيد عبد اللّه ؛ لااقل منابع اروپائى وى را والى مىخوانند ؛ طبق اظهار كسكل ( Die Wali's 429 f . ) در آن زمان برادر سيد عبد اللّه در حويزه فرمان مىرانده است . از آن گذشته رجوع شود به انقراض سلسلهء صفويه ( متن انگليسى ) اثر لاكهارت ، ص 145 . ( 590 ) - على مردان خان ؛ رجوع شود به مقالهء لر به قلم مينورسكى در دائرة المعارف اسلام ، چاپ اول ، جلد سوم ، صفحهء 45 به بعد ؛ لاكهارت ( انقراض سلسلهء صفويه ، ص 159 ) مىنويسد كه على مردان - خان با وجود كوششهائى كه كرد به فرماندهى كل نايل نشد . ( 591 ) - رجوع شود به همين كتاب ، فصل اول : حكام ايالات مملكت ، بند و : اختيارات حكام ، 1 - اختيارات نظامى . ( 592 ) - در مورد نظريهاى كه مطابق آن شاه مالك و صاحب قلمرو تحت فرمان خويش است رجوع شود به تذكرة الملوك ، ص 7 - 195 . ( 593 ) - تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 1070 ؛ استقلال ، اغلب با انفراد توأما ذكر مىشود و اين خود امارهاى براى ترجمهء ما بوده است .