رربورن كلاوس ميشائيل ( مترجم : كيكاوس جهاندارى )
118
نظام ايالات در دوره صفويه ( فارسى )
شدند كه عبارت بودند از اتباع ايگرمىدورت ، سيلسپر ، جوانشير ، بيات ، اربطان ( ؟ ) و شاهى سيونان ( يعنى وفاداران به شاه ) شاملو و افشار آذربايجان « 489 » . باز گاهوبيگاه حكام محلى نيز سركار مىآمدند : دو بار تيمور از اول كه كموبيش استقلالى داشت ، مدتى بگرتىهاى كارتيل و بعدها اعقاب مسلمان تيمور از اول . ب - خوزستان در ابتداى قرن شانزدهم مسيحى ( - قرن دهم هجرى ) حكومت آل مشعشع تمام خوزستان را با شوشتر ، دزفول و پايتخت يعنى حويزه شامل مىشد . پس از شكستى كه اينها از شاه اسمعيل اول خوردند اين سلسله فقط توانست در سال 914 ( - 9 - 1508 م . ) در حويزه از خود دفاع كند . شوشتر و دزفول از آن زمان به دست فرمانروايان محلى اداره مىشد . اما در سال 946 ( - 40 - 1539 م . ) ما در شوشتر از وجود يك امير قزلباش مطلع مىشويم « 490 » . هنگامى كه شاه در سال 948 ( - 2 - 1541 م . ) يا در دو سال بعد از آن به دزفول لشكر كشيد ، فرمانرواى محلى آن ديار گريخت و در نتيجه دزفول نيز زير فرمان قزلباشها درآمد « 491 » . در اهواز نيز لااقل در نيمهء
--> ( 489 ) - در دورهء شاه عباس اول : تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 955 ؛ وخشتى ، ص 164 و بعد از آن ؛ در زمان شاه صفى : ذيل تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 134 ؛ در زمان شاه عباس دوم : عباسنامه ، ص 248 ، 288 ؛ از نظر عشاير رجوع شود به تذكرة الملوك ، ص 16 و بعد از آن . ( 490 ) - احسن التواريخ ، ص 294 ؛ خلاصة التواريخ در صفحهء a 130 همين واقعه را براى سيچقانئيل كه از ذو القعدهء 946 آغاز شده ذكر مىكند . اطلاعات مختصر مذكور در تذكرهء شوشتريه ، ص a 31 براى ابتداى اين دوره مورد توجه قرار نگرفته است . ( 491 ) - در احسن التواريخ ، ص 300 كه مؤلف آن خود را شاهد و ناظر قلمداد مىكند سال 948 ذكر شده ؛ تاريخ حيدرى ، ص a 578 سال 949 و خلاصة التواريخ ، ص b 133 توشقانئيل را كه در ذو الحجهء 949 آغاز شده ذكر مىكنند . دزفول پس از اين لشكركشى آنطور كه كسكل ( Ein Mahdi 79 ; DIE Wali's 417 ) عقيده دارد زير نظر والى حويزه قرار نگرفت . طبق خبر افضل التواريخ ، جلد اول ، ص b 76 قزلباشها در دزفول على الدوام معروض مزاحمت - هاى اعراب حويزه بودند .