رربورن كلاوس ميشائيل ( مترجم : كيكاوس جهاندارى )

119

نظام ايالات در دوره صفويه ( فارسى )

دوم قرن هفدهم مسيحى كه برابر است با قرن يازدهم هجرى ) به حكام مستقلى برمىخوريم و بايد بدانيم كه اين منطقه از نواحى تحت فرمان واليان خوزستان نبوده است « 492 » . در زمان شاه عباس اول ( 1308 - 995 - 1629 - 1587 م . ) فرمانروايان حويزه توانستند براى مدتى دورق و در اواخر حكومت صفويه به‌طور موقت بصره را نيز به متصرفات خود ضميمه كنند « 493 » . آل مشعشع تا زمان شاه عباس اول بين عثمانيها و صفويه وضع متزلزلى اختيار كرده بودند . در آن روزگار خوزستان كه نامى قديم‌تر بود به شوشتر اطلاق مىشد « 494 » و براى حويزه اصطلاح ديگرى معمول بود . فرمانروائى بدون اينكه به نحوى جدى موروثى باشد باز در همان خاندان قديمى ماند . تنها از سال 1060 ( - 1650 م . ) به فرمان شاه ، حويزه براى مدت دو سال تحت نظر حاكم لرستان قرار گرفت « 495 » . حويزه فقط به‌صورت موقت ، آن هم براى زمانى محدود در دورهء فرمانروائى شاه عباس اول در سال 1033 ( - 1623 م . ) در دورهء شاه سليمان و از سال 1132 ( - 1719 م . ) تا پايان فرمانروائى سلسلهء صفويه داراى ساخلوئى براى حفظ و حمايت واليان بود « 496 » .

--> ( 492 ) - رياض الفردوس ، ص 359 ، 363 . ( 493 ) - رجوع شود به حاشيهء نمرهء 67 و قسمت مربوط به آن در متن . ( 494 ) - اين معنى از تاريخ عالم‌آراى عباسى ، ص 500 به وضوح به‌دست مىآيد ؛ همچنين رجوع شود به Caskel , Die Wali's 416 و نيز بخصوص حاشيهء نمرهء يك آن . ( 495 ) - رجوع شود به مقالهء مشعشع به قلم مينورسكى در دائرة المعارف اسلامى ، چاپ اول ، جلد متمم ، ص 174 به بعد . ( 496 ) - همين مرجع ؛ براى دورهء شاه سليمان رجوع شود به رياض الفردوس ، ص 381 .