رربورن كلاوس ميشائيل ( مترجم : كيكاوس جهاندارى )
110
نظام ايالات در دوره صفويه ( فارسى )
خاندان سلطنتى مخصوص همان ايالت باشد . اين خاندان سلطنتى قبل از به روى كار آمدن صفويه در آن منطقه فرمان مىرانده است . در عين اينكه منابع ما دربارهء تعريف والى اتفاق نظر دارند اطلاعاتى كه دربارهء تعداد اين قبيل حكام مىدهند يعنى آنان كه سزاوار داشتن عنوان والى هستند با يكديگر تفاوت دارد : كمپفر « 452 » از سه يا چهار والى خبر مىدهد ، سانسون « 453 » تعداد واليان را به ده مىرساند و اين را هم بگوئيم كه هر دو دورهء شاه سليمان را در نظر دارند . واقعا اگر بخواهيم واليان كماهميتتر را هم از ديده دور نداريم به دست دادن تعداد صحيح آنها كار دشوارى است . قبلا يادآور شديم « 454 » كه قسمتهائى از ايالات قندهار و استراباد زير نظر تعدادى از شاهزادگان و امراى قبايل محلى اداره مىشد . در جدولى كه از اين واليان بهدست خواهيم داد فقط آنانرا كه اهميت بيشترى داشتهاند ذكر مىكنيم . همچنين ضمنا بايد در خاطر داشت كه مثلا كردستان به دولت صفوى بيشتر وابستگى داشت تا داغستان . اگر از خود بپرسيم كه چرا صفويه نيز مانند سلسلههاى پيش از خودشان از وجود بعضى از خاندانهاى محلى براى ادارهء برخى از ايالات استفاده مىكردند مىبينيم كه براى دادن جواب صحيح بايد ملاحظات خاصى را مورد توجه قرار دهيم مثلا : در دسترس و سهل الوصول نبودن ( مازندران ، گيلان ) « 455 » يا مقتضيات سخت اقليمى ( مازندران ، گيلان ، مكران ) « 456 » يك ناحيه ، ناهمسانى مذهبى ، زبانى يا فرهنگى ( گرجستان ، خوزستان و غيره ) يا طرز زندگى شبانى اهالى ( كردستان ،
--> ( 452 ) - كمپفر ، ص 129 . ( 453 ) - سانسون ، ص 42 و بعد از آن . ( 454 ) - رجوع كنيد به حاشيهء شمارهء 91 و 127 و قسمتهاى مربوط به آن در متن . ( 455 ) - رجوع شود به ملاحظاتى كه در تاريخ حيدرى ، ص a 580 دربارهء فتح گيلان در زمان شاه طهماسب اول ذكر گرديده است . ( 456 ) - رجوع شود به ذيل تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 132 ( - خلدبرين ، ص a 62 ) : سرنوشت -