رربورن كلاوس ميشائيل ( مترجم : كيكاوس جهاندارى )

98

نظام ايالات در دوره صفويه ( فارسى )

به دربار رجوع كنند و اين امر لااقل در دوره‌هائى كه پادشاه زمام امور را محكم در اختيار خود داشته وسيلهء مؤثرى عليه خودسرىهاى حكام بوده است . به همين دليل گويا شاه طهماسب اول در اثر شكايات رعايا بدون اينكه از صحت اظهارات ايشان مطمئن شود حكامى را عزل كرده است « 395 » . شاردن از اين‌كار به تحسين ياد مىكند و آن را « سياست خوب حكومت ايران » مىنامد كه هرگز عريضهء هيچ كس را رد نمىكردند و حكام يا وزرا هرگز جسارت آن را نداشته‌اند كه كسى را مانع رجوع و شكايت به دربار شوند « 396 » . دادخواهى از دربار به دو صورت ممكن بود . وسيلهء مطمئن‌تر « با نتيجه‌تر و كم‌خرج‌تر آن بود كه هنگام خروج شاه عريضه‌اى به وى تقديم دارند « 397 » . شاردن مىگويد كه شاه هيچگاه عريضهء كسى را رد نمىكرد و اغلب به يكى از ملازمان يا معمولا ايشك آقاسىباشى دستور مىداد كه آن را بگيرد « 398 » . در دورهء شاه اسمعيل دوم براى اين منظور عضو معيّنى را مأمور كرده بودند . شاه كمى پس از جلوس بر تخت سلطنت ( 984 - 1576 م . ) احمد بيگ آسايش ( ؟ ) اغلى استاجلو را به سمت حامل عرايض مظلومين و فقرا « پروانچى عجزه و مساكين » « 399 » منصوب داشت . سانسون مىگويد با وجود اين ، حكام توانستند گاه‌گاه با دادن رشوه يا در اثر روابط خصوصى كه با اطرافيان شاه داشتند كارى كنند كه عرايض پذيرفته نشود يا معوق و بلااجرا بماند « 400 » . راه ديگر آن بود كه عريضهء خود را به يكى از صاحب منصبان دربارى

--> ( 395 ) - جواهر الاخبار ، ص a 297 . ( 396 ) - شاردن ، جلد پنجم ، ص 277 . ( 397 ) - شاردن ، جلد پنجم ، ص 280 ؛ سانسون ، ص 148 . ( 398 ) - شاردن ، جلد پنجم ، ص 358 ، 443 ؛ در اخلاق شفائى كه مخصوص شاه طهماسب اول تأليف شده كمك كردن به دادخواهان اولين فضيلت پادشاهان محسوب شده است . رجوع شود به : Lambton , Quis custodiet 126 . ( 399 ) - خلاصة التواريخ ، ص b 256 ؛ راجع به اين شغل در ايران قبل از صفويه رجوع كنيد به بوسه ، ص 71 و بعد از آن . ( 400 ) - سانسون ، ص 149 .