ناصر الدين بيضاوى
29
نظام التواريخ ( فارسى )
كرد ، آخر الامر ملك به دارا سپرد . جمعى گويند كه چهل مناره و خانهاى عظيم كه در [ وسط ] « 1 » اصطرخ بوده است و مسلمانان آن را مسجد ساختهاند و اين زمان بغايت خراب است از آثار اوست . دارا « 2 » بن بهمن پادشاهى بزرگ بوده است و بيشتر ملوك آفاق او را مطيع و منقاد بودهاند . وزيرى داشت با عقل و راى ، رشتن نام . و بيشتر مقام دارا در پارس بوده است . و شهر دارابجرد و كورهاى كه بدان منسوب است او ساخته است . مدت ملك او دوازده سال است . از حكماى عصر وى افلاطون الهى ، تلميذ سقراط عابد بوده است . داراى بن دارا و جمعى او را اردشير بن دارا گويند . چون پدرش درگذشت و ملك بر وى مقرر گشت . بر رشتن متغير شد به سبب سعايت همزادى كه داشت پرى نام « 3 » ، قصد كرد تا او را معزول كند . رشتن آگاه شد . كس فرستاد تا اسكندر رومى بر وى عاصى شود و خراج از او بازگرفت و محاربت ميان ايشان قائم شد [ و هر سال چون خراج مىفرستاد در ميان تحف صد خايهء زرين مىنهاد « 4 » و چون يك سال كس نفرستاد ، دارا كس فرستاد كه پدران تو باج مىفرستادند ، چرا تو باج نمىفرستى ؟ او جواب داد كه آن مرغ كه خايهء زرين براى تو مىنهاد مرد ! - يعنى پدرش - و اكنون خروسى بر جاى او نشسته ! اكنون ميان ما و تو حرب است ، اسباب حرب ساختند ] « 5 » و دو مرد
--> ( 1 ) - فقط در گ . ( 2 ) - چاپى و د : « داراب » . ( 3 ) - اين نام در اكثر متون حتى طبرى مبهم ضبط شده . ( 4 ) - س : « حاكى زرين مىنهاد » ! ( 5 ) - فقط در د و س .