ناصر الدين بيضاوى
24
نظام التواريخ ( فارسى )
و به بلخ مقام داشت . پسرى داشت سياوش نام كه در حصافت و شجاعت يگانه بود و از رستم دستان تربيت و تأديب يافته بود . زن كيكاوس بر او تهمتى كرد . پدر بر وى متغير شد . سياوش پيش افراسياب رفت و دختر او را زن كرد . برادر افراسياب سعايت وى كرد تا او را به قتل آوردند و زنش بعد از چند ماه پسرى آورد ، نامش كيخسرو كردند و در تركستان پرورش يافت تا به حد بلوغ رسيد . آنگاه گيو بن گودرز از اصفهان « 1 » برفت و او را و مادرش را به پارس آورد . چنين گويند كه موى فروگذاشتن و جامهء كبود پوشيدن مردان و زنان پارس از تعزيت سياوش مانده است . از حكيمان و پيغامبران كه در زمان او بودند داود و سليمان و لقمان - عليهما السلام - و از آثار وى رصدى است كه در بابل ساخته است كه آن را اين زمان « تل عقرقوف » گويند . كيخسرو بن سياوش چون بدين جانب آمد كيكاوس بغايت پير بود و عاجز ، پادشاهى به دو بازگذاشت و او بر تخت نشست و همگنان را به عاطفت و عدل وعده داد ، و عمان خويش زرافه و طوس كه از ابناى ملوك فرس بودند با لشكر تمام به جنگ افراسياب فرستاد . ايشان از مقاومت او عاجز آمدند . پس رستم با جمعى ديگر به معاونت ايشان فرستاد . و نيز گويند كه كيخسرو خود برفت . و ميان ايشان محاربات عظيم رفت . به آخر الامر شيده پسر افراسياب با لشكرى تمام به زمين خوارزم آمد و كيخسرو را به مبارزت خواند . كيخسرو او را به اول ضربت هلاك كرد . و آن حرب را « حرب خوارزم » خوانند . و آن زمين را بدان نام كردند . پس افراسياب بگريخت و به آذربيجان گرفتار شد . كيخسرو او را به قتل آورد و دل از كينه صافى كرد .
--> ( 1 ) - به غير از الف : « گيو بن گودرز اصفهانى ! » .