ناصر الدين بيضاوى
25
نظام التواريخ ( فارسى )
پس چون زمان دولتش به شصت رسيد لهراسب را ولىعهد كرد [ و خود به كنار شد و ناپيدا گشت . جمعى گويند كه سليمان - عليه السلام - آهنگ وى كرد ] « 1 » و او از اصطرخ بگريخت و به بلخ رفت و آنجا مقام ساخت و هلاك شد . از مشاهير حكما كه در زمان او بودند فيثاغورث حكيم ، تلميذ داود نبى - عليه السلام - و لقمان حكيم بودهاند . لهراسب نبيرهء برادر كيكاوس است « 2 » . و مقام او بيشتر به بلخ بودى و همواره به تسخيرات ملوك و ممالك مشغول بود تا بيشتر اقاليم بگشود . و زمان پادشاهى او به صد و بيست سال رسيد و ضعف پيرى در وى اثر كرد ، پس پسر خويش را قائم مقام گردانيد . و از مشاهير انبيا كه در زمان او بودند ارميا و عزير عليهما السلام . و بخت نصر بن گيو « 3 » [ كه ] به محاربهء رجاعيم بن سليمان رفت و بيت المقدس دو نوبت با زمين راست كرد گماشتهء وى بود به زمين بابل و موصل . گشتاسب بن لهراسب در زمان او زردشت به دين مجوسى دعوت كرد و مردمان را از دين صابى « 4 » بازداشت و در كوه نفشت « 5 » از اصطرخ مقام ساخت . و در اين كوه و
--> ( 1 ) - الف ندارد . ( 2 ) - الف و ج : « برادز كيكاوس است » . لهراسب از سوم بطن است از فرزندان برادر كيكاوس ( فارسنامهء ابن بلخى ، ص 73 ) ، لهراسف بن اروندشاه بن كىپشن بن كيقباد ، چون كيخسرو را پسر نبود پادشاهى به دو داد ( تاريخ گزيده ، ص 91 ) . ( 3 ) - و اصل نام بخت النصر « بخت نرسى » است ( فارسنامه ابن بلخى ، ص 142 ) . ( 4 ) - چاپى و س و د و الف : « صابيان » . ( 5 ) - و به اصطخر پارس كوهى است ، كوه نفشت ، گويند كى همهء صورتها و كندهگريها از سنگ خارا كردهاند و آثار عجيب اندر آن نموده ( فارسنامهء ابن بلخى ، ص 147 ) . بعض محققان مراد از دژنپشت را قلعهاى در كوه نقش رستم و برخى آن را همان كعبهء زردشت دانند ( لغتنامهء دهخدا ذيل دژ ) .