ناصر الدين بيضاوى
17
نظام التواريخ ( فارسى )
نشست و به رعايت خلايق و حمايت ممالك قيام نمود ، و طريق عدل و انصاف پيش گرفت ، و مدت سى سال پادشاهى كرد ، و شهر نساور از پارس و كهن دژ مرو بنا كرده « 1 » . و در زمان او قحطى پيدا شد . منعمان را فرمود تا به طعام شبانگاه قناعت كنند و خورش بامداد به درويشان دهند ، و سنت روزه بنهاد . [ و اصفهان و سارويه و بحرين نيز او بنا كرده . ] « 2 » چنين گويند كه در زمان او وبائى طارى شد . هركه را عزيزى وفات كردى صورت بتى ساختى « 3 » ، دعوت بت پرستى از آن برخاست . جمشيد بن انو جهان طهمورث را فرزند نبود ، جمشيد برادر وى بود و به روايتى برادرزادهء وى ، در غايت جمال و فرّ و بها ، و در علم و عقل مشار اليه . عظماى فرس بر وى جمع شدند و او را پيشوا و پادشاه گردانيدند « 4 » و كمر مطاوعتش بر ميان بستند . او نيز به تدبير امور و ترتيب امور و آلات و ادوات حرب مشغول گشت و استنباط صنايع كرد . شهر اصطرخ را عظيم گردانيد چنانكه طول آن از حد خفرك تا آخر را مجرد به قدر دوازده فرسنگ در عرض دو فرسنگ « 5 » ، و بنائى عظيم در آن بساخت ، امروزه طلل و ستونهاى آن مانده است و آن را
--> ( 1 ) - ب و ج : « و در خطهء اصفهان ، مهرش و سارويه بنا كرد » ، د : « و شهر نيشابور و كهندز مرو او بنا كرد » ، چاپى : « و شهر شاپور در فارس و كهندز از مرو بساخت و در خطهء اصفهان مهرس و سارويه بنا كرد » . س و گ : « و شهر نشابور از فارس و كهندز در خطهء اصفهان ، مهرس و سارويه بنا كرد » ، تاريخ گزيده : « از آثار طهمورث ، كهندز مرو است و آمل طبرستان و اصفهان و بابل و كردآباد از جملهء مداين سبعهء عراق عرب » ، مآثر الملوك : « بناى قهندز مرو و آمل طبرستان و سارويه و اصفهان و مداين سبعهء عراق عرب كه اكنون ويران است منسوب بدوست . زمرهاى شهر نيشابور و كاشان و مكران را نيز از جملهء بناهاى او شمارند » . ( 2 ) - گ : ندارد . ( 3 ) - گ : « هركه را عزيزى كناره مىشد صورتى مىساخت . » ( 4 ) - ج : « و پيش او ملك بازگردانيد ! » ، ب : « و او را ملك خويش گردانيدند » ، د : « و پيشوائى ملك را به دو تفويض داشتند » ، س و گ : « و پيشواى ملك گردانيدند » . ( 5 ) - د ندارد ، ب و ج : « از حد خفرك بود تا آخر را مجرد به قدر دوازده فرسنگ » ، س و چاپى و گ : « دوازده فرسنگ در عرض ده فرسنگ » .