ناصر الدين بيضاوى

16

نظام التواريخ ( فارسى )

هوشنج پادشاهى بود به علم و داد ، و كتابى در حكمت « 1 » دارد كه آن را « جاويدان خرد » گويند و شطرى از آن حسن بن سهل وزير مأمون يافته بود و آن را به زبان عربى آورده و شيخ ابو على [ مشكويه ] « 2 » در كتاب آداب العرب و الفرس تضمين كرده « 3 » و مطالهء آن دليلى ظاهر است بر حصافت « 4 » نفس و كمال فضل او . و عجم دعوى كنند كه پيغمبر بوده است و از غايت معدلتش « پيش‌داد » لقب كردند . مدت چهل سال پادشاهى كرد و تاج بر سر نهاد ، و از سنگ ، آهن ، بيرون آورد و از آن سلاح ساخت ، و در عمارت اصطرخ كه دار الملك بود افزود ، و دو شهر بنا كرد : سوس و بابل . و جمعى گويند كه بابل را ضحاك ساخته است . [ و در بعضى از تواريخ آورده‌اند كه او طريق تحير « 5 » سپردى و همواره در كوهها به عبادت مشغول بودى . جمعى از ديوان در حالت سجود سنگى بر سر وى زدند و او را هلاك كردند . طهمورث مدتها تضرع كرد و نمىشكيبيد تا شبى در خواب از حالت او آگاهى يافت ، روز ديگر آهنگ آن « 6 » جمع كرد و از ايشان كينه خواست و جمله را هلاك كرد و در آن مقام شهرى بنا كرد و آن بلخ است ] « 7 » . طهمورث بن انو جهان چون هوشنج درگذشت نبيرهء وى طهمورث كه ولى عهد او بود بر جاى او

--> ( 1 ) - ب و ج و د و چاپى : « حكمت عملى » . ( 2 ) - الف و د و س ندارد ، ب و چاپى : « مسكويه » ، گ : « على بن مسكويه » . ( 3 ) - تضمين كردن در اصطلاح بديع ، آوردن بيت ديگران است در شعر خويش ( منتهى الارب ) . ( 4 ) - حصافت - خردمندى ، استوارى خرد ( لغت‌نامهء دهخدا ) . ( 5 ) - به غير از الف : « تجرد » . ( 6 ) - ب : « آهنگران » . ( 7 ) - د ندارد .