ناصر الدين بيضاوى
پيشگفتار 13
نظام التواريخ ( فارسى )
58 ) . جز پدر ، از ديگر اساتيد بىواسطهء او اطلاع روشنى در دست نيست . برخى نام تنى چند از استادان و شاگردان احتمالى او را آوردهاند ( ايرانيكا ، ذيل مادّهء بيضاوى ، ج 1 ، مقدمهء قرهداغى ، ص 61 - 68 ) ، اما اين گفتهء كازرونى در سلّم السموات كه « بيضاوى صحبت خواجه نصير طوسى و سهروردى عارف را درك كرده است » نامتحمل مىنمايد ( بيضاوى ، ج 1 ، مقدمهء قرهداغى ، ص 64 - 65 ) . وى در حوالى 678 ، به فرمان اباقا خان ، فرزند ارشد و جانشين هلاكو ، قاضى الممالك فارس شد . پس از مرگ اباقا خان در 680 ، منصب قضاى شيراز را نيز كسب كرد . بنا به برخى روايات ، وى پس از شش ماه ، اين مقام را به مجد الدين اسماعيل بن يحيى ( متوفى 756 ) ، جوانى از خاندان متنقد فالى ( بالى ) ، واگذار كرد ؛ اما در عهد ارغون خان ( حك 683 - 690 ) ، قاضى موطن خود شد ( ايرانيكا ، همانجا ) . در شرح چگونگى اهداى تفسير انوار التنزيل به ارغون خان و دريافت مقام قضا از وى به عنوان پاداش حكاياتى آمده است ( - خوانسارى ، ج 5 ، ص 134 - 135 ) كه بر آنها نمىتوان چندان اعتماد كرد . ( مؤلفان نامهء دانشوران ناصرى پس از نقل مطالب خوانسارى تصريح مىكنند كه اين حكايات مشتمل بر صحيح و سقيماند ، ( ج 8 ، ص 139 - 140 ) ؛ بويژه آنكه حاجى خليفهء ( ج 1 ، ستون 187 ) پارهاى از اين وقايع را نه در شيراز بلكه در تبريز و دربارهء حاكم آن شهر نقل مىكند . بيضاوى سالهاى آخر عمر خود را در تبريز گذراند . علت مهاجرت وى از شيراز به درستى معلوم نيست . ماجراى مشهورى در شرح كيفيت ورود بيضاوى به تبريز آمده است كه