عبد الحسين نوايى
98
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
حضرت گردون بسطت سپهر مرتبت ثريا منزلت مشترى سعادت ، خاقان كيوان غلام فلك احتشام ، قاآن بهرام صولت فلك احترام ، سلطان ستاره سپاه سليمان بارگاه ، شاه جمجاه خورشيد كلاه ، خسرو فريدون فر كسرى شكوه ، قيصر دارا درايت انجم گروه زينت ده بارگاه شاهى * زيبندهء تخت پادشاهى شهسوار مضمار نصفت و امتنان ، مظهر آثار ان الله يأمر بالعدل و الاحسان ، فارس ميدان غزا و جهاد ، حارس خطهء صلاح و رشاد ، رافع الوية الاسلام ، كاسر رؤس الكفر و الاصنام ، قامع مآثر الظلم و العدوان ، قالع آثار الجور و الطغيان ، بدر درخشان سپهر كامكارى ، آفتاب تابان فلك بختيارى ، ممهد مسند سليمانى ، مزين سرير عثمانى ، مطاع اعاظم السلاطين ، قهرمان الماء و الطين ، سلطان البرين و خاقان البحرين ، ثانى اسكندر ذى القرنين ، خادم الحرمين الشريفين ، السلطان بن السلطان بن السلطان و الخاقان بن - الخاقان بن الخاقان ، نگاشتهء خامهء صداقت بيان و ريختهء قلم مودت ترجمان شده بود ، پسند طبع حق پسند و مرضى خاطر ارجمند افتاد . بر آن وزير ارسطو نظير و مشير روشن ضمير در حجاب خفا و جلباب اختفا نماند كه چون رويهء پادشاهان صاحب تمكين و آئين سلاطين معدلت آئين كه فى ما بين ايشان بناى مصالحه و دوستى و اساس موافقت و يكجهتى مشيد و مستحكم بوده باشد چنان است كه در هنگام يسر و رخاء و در ايام عسر و عناء يكديگر را از كيفيت احوال خويش مطلع ساخته استمداد و استعانت مىنمايند ، بنابراين ، بندگان ثريا مكان ، نواب كامياب مالك رقاب اين نيازمند درگاه إله را به ولايت عهد مأمور و از دار السلطنهء اصفهان روانهء آذربايجان و كمال سفارش و تأكيد نمودند كه در حين ورود به آن صوب بهجت قرين ايلچى تعيين و به استعجال تمام به دربار سپهر مقام سلطانى و عتبهء عليهء عثمانى فرستاده ، حقيقت حالات را معلوم نمايند و غرض اصلى و منظور كلى از روانه - نمودن اين نيازمند درگاه ملك منان به سمت آذربايجان و اختيار آن ولايت در ميان ممالك ايران اين بود كه به معاونت و يارى و مساعدت و مدد كارى اولياى دولت