عبد الحسين نوايى

99

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

خاندان رفيع الشان قيصرى به قلع و قمع افاغنهء تيره روزگار و دفع و رفع آن قوم نابكار پردازيم . لهذا بعد از ورود به آن حدود ، برخورد ارخان را به رسم سفارت به جهت اعلام كيفيت احوال خود و والد ما جد ثريا مكان ، روانهء آن طرف فرين الشرف نموده توقع آن داشت كه آن شهريار زمان و خسرو دوران ، در عالم ضوابط ابوت و بنوت و شرايط محبت و الفت لوازم امداد و معاونت به عمل آورند . به آن جهت مدتى در آن حدود توقف نموده ، منتظر معاودت و مراجعت ايلچى مشار اليه بوديم . بعد از حصول يأس از معاودت سفير مزبور و ظهور خلاف توقعات ، به اين نيازمند درگاه رب غفور و به هم رسيدن اختلال كلى در اوضاع خراسان به سبب عصيان و طغيان محمود سيستانى كه لواى خودسرى افراخته انواع تعديات و بىاعتدالى نسبت به رعايا و بر ايامى نموده عنان يكران عزيمت به آن صوب معطوف و همت و الا نهمت را به دفع او مصروف و با سپاه نصرت قرين وارد آن سرزمين گرديده ، به حمد الله تعالى الملك - المتعال به يارى بارى و امداد حضرت رسالت پناهى در اندك زمانى اكثر ولايت خراسان به تصرف درآمده ، محمود مزبور به سزاى اعمال خود رسيد . و شرحى كه طى صحيفهء صحيحه مؤالفت ختامه در خصوص توجه و اتفاق اين نيازمند درگاه سبحان ، بعد از اعلام با سرعسكران ظفرنشان ايشان كه از دربار فلك‌مدار آن خديو زمان مأمور به دفع افغان و تمكن اين نيازمند درگاه ملك منان و دستور آباى بلند مكان در سرير سلطنت ايران گرديده‌اند زبانزد خامهء صداقت بيان شده باعث تضاعف اميدوارى و تزايد الفت و دوستى گرديد . در صورتى كه آن سلطان سليمان‌شان ، در عالم مروت و احسان كه رسم پادشاهان معدلت بنيان است ، به اعانت و اعتضاد آن دستور مكرم و وزير معظم و محترم متوجه شيرازه‌بندى اوراق متفرقهء ايران و تمكن اين نيازمند قادر يزدان در ممالك موروثى آبا و اجداد بلند مكان باشند ، شايان شأن سلطنت و مقتضاى شرايط مروت و معدلت آن است كه نوعى محبت و التفات فرمايند كه كل ملك موروثى به انضمام و علاوهء ولايتهاى ديگر به اين نيازمند درگاه ربانى منتقل گرديده تمامى