عبد الحسين نوايى
79
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
از حاكم رشت به دو رسيد ، كه عدهاى سرباز براى تصرف شهر گسيل دارد . زيرا افاغنه در صدد تصرف شهر هستند . پطر كه در آرزوى تصرف گيلان و مازندران مىسوخت ، به دو گروهان سرباز تحت فرماندهى كلنل شيپوف « 1 » دستور داد ، تا با كشتيهاى تحت فرماندهى سويمونف « 2 » ، عازم گيلان شوند . پطر شخصا در مراسم حركت اين نيروى نظامى حضور يافت . در ورود به انزلى ، سرهنگ شيپوف يكى از افسران خويش را به رشت فرستاد كه ورود سربازان روسى را خبر دهد و چند اسب به پيره بازار بفرستد . چندى بعد مردى يونانى ، به نام پتريجى به رشت رسيد و به شيپوف خبر داد كه به عنوان مترجم همراه اسماعيل بيك سفير شاه طهماسب آمده است و سفير اختيارات كامل دارد تا با تزار قراردادى منعقد كند . وى ضمنا اطلاع داد كه سفير مايل است با يك كشتى به روسيه برود . زيرا نمىخواهد از سرزمينهاى پر خطر شيروان و داغستان بگذرد . آورامف « 3 » كنسول روس در رشت اهميت اين سفارت را به شيپوف به او گفت . زيرا تزار به او اطلاع داده بود كه مىخواهد با طهماسب وارد مذاكره شود ، تا در مقابل كمك تزار در دفع افغانان ، طهماسب ايالات جنوبى درياى خزر را به روسها واگذارد . پيش از اين شاه سلطان حسين ، پس از شكست گلونآباد ( گلناباد ) ، خواسته بود سفيرى به دربار تزار روسيه بفرستد . ولى محاصرهء شديد شهر اصفهان مانع از انجام اين امر شده بود . شيپوف و سويمونف مىخواستند كه وسايل حركت اسماعيل - بيك را فراهم كنند . ولى اواسط زمستان بود و رود ولگا سراسر يخ بسته . لذا حركت سفير به بعد موكول شده بود . اما ناگهان خبر رسيد كه قاصدى از طرف شاه طهماسب كه در تبريز اقامت داشت به رشت مىآيد تا اسماعيل بيك را از حركت مانع شود و به تبريز بازگرداند . زيرا شاه طهماسب از ورود بىاجازه و متجاوزانهء روسها به خشم
--> ( 1 ) - Schipov ( 2 ) - Soimonov ( 3 ) - Avramov