عبد الحسين نوايى

80

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

آمده بود . آورامف كه مىديد فرصتى مناسب نزديك است از دست برود ، قاصد را به عنوان پذيرائى متوقف كرد و ضمنا به شيپوف توصيه كرد كه پيش از رسيدن قاصد ، اسماعيل‌بيك را به هر نحو كه شده از رشت به طرف روسيه ببرد . سويمونف هم اسماعيل‌بيك را به كشتى نشاند و چون مىدانست كه سفير به سعد و نحس ساعت عقيده دارد ، به دو گفت هم امشب ساعت از هر وقت براى حركت سعدتر است . حاكم گيلان كه از نيرنگ روسها به خشم آمده بود ، مراتب را به شاه طهماسب ثانى آگاهى داد و شاه صفوى امر كرد كه وى فورا خواستار تخليهء ايران از سربازان روسى شود . شيپوف نپذيرفت و ايرانيان آمادهء جنگ شدند . اما با اينكه شمار ايرانيان بيش از روسها بود ، به علت عدم آشنائى دقيق به اسلحهء گرم و نداشتن انضباط ، از روسها شكست خوردند . و اين امر موجب شد كه ديگر ايرانيان با روسها به جنگ برنخيزند . چندى بعد ، سرتيپ لواشف « 1 » از روسيه با چهار گردان سرباز رسيد و فرماندهى را از شيپوف تحويل گرفت . روسها در تابستان سال 1723 به باكو نيز حمله بردند . پطر به تصرف اين شهر اهميت فراوان مىداد . زيرا تنها بندر قابل اطمينان در سواحل جنوب غربى بحر خزر بود . گذشته از آن ، تزار مىخواست بر تركها پيشدستى كرده باشد . زيرا تركها ناحيهء شماخى را به داودبيك داده بودند و بيم آن مىرفت كه تركان به باكو حمله كنند . ايرانيان ساكن باكو نيز قبلا از ترس افغانها از روسها كمك خواسته بودند . ولى بعد از اين كار پشيمان شده ، حتى به سفير پطر هم اجازهء ورود نداده بودند . لذا پطر تصميم گرفت كه شهر را با زور تصرف كند . اين بود كه سه هزار سرباز با چند كشتى به تصرف باكو فرستاد . فرماندهء سربازان به نام ماتيوشكين ، در اواسط ژوئيه 1723 ، در كنار باكو لنگر انداخت و نامه‌اى از اسماعيل‌بيك با يكى از افسران خود به شهر فرستاد كه در برابر سربازان تزار مقاومت نكنند .

--> ( 1 ) - Levashov