عبد الحسين نوايى
78
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
جنگ . خاصه آنكه اتريش با استفاده از حملات روسها به تركان ، توانسته بود در جنوب اروپا و در شبه جزيرهء بالكان ، مناطقى را تحت تسلط خويش درآورد و به صورت كشورى نيرومند درآيد . فرانسه مايل نبود كه دولت عثمانى باز با روسيه به جنگ درآيد و بالنتيجه ناتوانتر گردد ، برعكس از جهات سياسى ، فرانسه ميل داشت كه دولت عثمانى هر چه نيرومندتر گردد . چنين بود كه براى نيرومند ساختن دولت عثمانى در برابر اتريش ، دوبوناك « 1 » سفير فرانسه در استانبول ، بسيار كوشيد كه از برخورد مجدد دولت عثمانى و دولت تزارى جلوگيرى كند و سرانجام با وساطت و دلالى وى ، دولتين روس و عثمانى در 24 ژوئن 1724 قراردادى بر سر تقسيم ايران امضا كردند . بر طبق اين معاهده ، قرار شد كه باكو و دربند و گيلان و مازندران به روسيه تعلق گيرد و كليهء اراضى واقع در غرب خط فرضى از منتهاى رودهاى كوراوارس ، به نقطهاى در يك ساعتى غرب اردبيل به دولت عثمانى واگذار گردد . درين عهدنامه تصريح شده بود كه اگر شاه طهماسب ثانى بدين قرارداد گردن نهاد ، تزار روس و سلطان عثمانى او را به سلطنت ايران بشناسند و به وى در استقرار بر تخت سلطنت يارى نمايند . ولى اگر اين قرارداد را نپذيرفت ، دولتين روس و ترك ، سرزمينهاى او را تصرف كنند و سهم خود را براساس قرارداد بردارند و بقيه را به شخص ديگرى كه شايستهء سلطنت باشد ، بسپارند و اين شخص در كليهء امور مختار و مستقل باشد ! ! روسها در ايران مىدانيم كه پطر كبير ، از مدتها پيش مشتاق تصرف سواحل غربى و كنارههاى جنوبى بحر خزر بود . اما تنها توانست دربند را تصرف كند . زيرا كشتيهاى وى بر اثر طوفان نابود شد و خطر جنگ با عثمانى هم مانع از توسعهء عمليات نظامى او گرديد . با اين حال ، هنوز پطر در آستراخان ( هشترخان - حاجى ترخان ) بود كه پيامى
--> ( 1 ) - Debonnac .