عبد الحسين نوايى

65

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

دهر به سر تاج روانش نهاد * روح مسيح از دل ميمش گشاد گشت جهان غيرت باغ نعيم * شد دم روح القدس آن دال و ميم آينهء ديده چو پرداختند * عكس رخش صيقل آن ساختند پرتو او گر ننمودى ظهور * سايه نمىرفت ز دنبال نور شمع وجود رخ او روشن است * نخل قد او شجر ايمن است گوهر نه بحر كواكب نگار * هست ز آب گهرش پايدار صاحب تمكينى كه نه صدف افلاك از گرانبارى يكتاى گرانبهاى بحر وجودش در بحر هستى از كرهء خاك بر گل نشسته و لعل درخشندهء آفتاب عالم آرا در رشتهء خط استوا كمر خدمتى است كه از پذيرايى نقش مهر و محبتش بر ميان جان بسته اشرقت من فلك البهجة شمس و بها * ملأ العالم تورأ و سرورأ و بها حقدى بيرگون كه ضيا سنده تمامى رسل * ايله محو اولدى كه خورشيد شفاعت ده سها اولدى بازار جهان رونقى بير در يتيم * كه دكل ايكى جهان حاصلى اول دره بها پنجه تقرير ايديم و صفنى بر شاهك كيم * اونكا اوصاف اوله‌يس « 1 » و معرف طه « 2 »

--> ( 1 ) - يس سورهء 36 قرآن كريم . در قرآن از آل ياسين ياد شده كه مفسرين آن را در شأن پيغمبر اسلام مىدانند ( الصافات 130 ) . ( 2 ) - طه سوره 20 قرآن كريم . از آل طه نيز نزد مسلمانان خاندان پيغمبر اكرم اراده مىشود . طه و يس را نام پيغمبر دانسته‌اند .