عبد الحسين نوايى

66

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

رحمة للعالمينى « 1 » كه از تخمير كنت نبيا و آدم بين الماء و الطين ، جناب ابو البشر به طفيل وجودش آدم و اسم اعظم در نگين سليمانى ، از فيض مهر نبوتش نقش خاتم محمد شهنشاه دنيا و دين * كاز او بست چتر آسمان بر زمين شفيعى كه گردد اگر عذر خواه * زند غوطه در بحر رحمت گناه كى افتادگى را پسندد به ما * كه بر سايهء خود ندارد روا ز سايه فكندن فزون پايه‌اش * و ليكن جهانى است در سايه‌اش چنان بر جهان سايهء او نشست * كه افتاد بر طاق كسرى شكست شق خامه كى باشد او را هنر * كه سازد به انگشت شق قمر ره آورد آن شاه اقليم جود * ندارم به كف تحفه‌اى جز درود ثم مقاطر مواطر التحيات على ارواح الخلفاء الراشدين و حنفاء الدين اولهم خليفة رسول الله على التحقيق ابى بكر الصديق سيد الابرار ، ثانى اثنين اذهما فى الغار « 2 » فكان من

--> ( 1 ) - اشاره به آيهء ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ ( الانبياء 107 ) ( 2 ) - سورة التوبه 40 . اشارت است بدان كه هنگام حركت پيغمبر ( ص ) از مكه به مدينه ابو بكر در غار ثور مخفيگاه پيغمبر تنها مصاحب او بود .