عبد الحسين نوايى

520

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

ملاطفات ختامه هماى فحواى ارسال سواد نامهء همايون دولت عليهء سلطانيه به حضور سعادت مقصور به قلم حقايق توأم بال‌گشا گرديده همانا سايه‌افكن تارك مدارك اين اين خيرخواه هر دو دولت ابد مدت شد . حسب الاشارهء لازم الاطاعة و البشارة سواد الفت مواد مذكور را تسليم گماشتگان عالىجاه سعادت همراه وزير عديم النظير معزى اليه نمود كه انفاذ درگاه مسلمين‌پناه و خلايق اميدگاه لازالت ظلال عنايته ظليلا على مفارق الآفاق نمايند و بنابر آنكه عالىجاه معلى جايگاه سابق الالقاب سواد اتحاد مواد مذكور را ارسال مىفرمودند ، واجب و لازم بود كه به اين تقريب وسيله جوى اعلام و اشعار اين مدعا و مترصد گردد كه از آن جا كه همگى همت عالى نهمت آن فرشته خصلت به آسايش و رفاه حال عباد و رجال كه ودايع حى متعال‌اند مصروف مىباشد . رجاى كامل و يقين حاصل است كه ان شاء اللّه الملك العلام امور و مهام بر وفق مراد و مرام عما قريب صورت تكميل و اختتام پذيرفته آثار خير و فوايد آن الى يوم القيام عايد آن دولت ابد مدت عليهء خاقانيهء سپهر احتشام و اين دولت گردون عدت عاليهء سلطانيهء معدلت فرجام گردد . توقع و تربص از مكارم اخلاق آن منتخب آفاق آنكه نظر به خلوص عقيدت و خيريت نيت اين خيرخواه طرفين تا اوان سعادت ادراك حضور كثير النور ، هميشه از شمايم هميشه بهار تذكار و اظهار صحت ذات كثير البركات ملكى ملكات خاطر منتظر و ضمير مستخبر را مسرور و معطر فرمايند . باقى آفتاب جهانتاب دولت و شوكت و عظمت و ابهت و بختيارى از مشرق سعادت و نصفت و كامكارى طالع و لامع و بر مفارق مسلمين سايه‌گستر باد ، برب العباد . سنهء 1162 [ مهر ] : عبده مصطفى « 1 »

--> ( 1 ) - اسناد انجمن / اسناد و مكاتبات ( نصيرى ) ص 195 - 197