عبد الحسين نوايى
521
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
نامهء مصطفى خان شاملو به صدر اعظم عثمانى « 1 » مخلص صادق الاخلاص و معتقد كامل الاختصاص كه على التوالى و التواتر صمايف ايام و ليالى را به درر غرر دعاى دوام دولت آن حضرت مزين و محلى دارد ، بعد از اهداى هداياى تحياتى كه لب غنچه اخلاص از لطافت نفحات آن در چمن اختصاص متبسم شود و شامهء صدق و صفا از طراوت فوحات آن در گلزار عقيدت و وفا متنسم گردد و پس از اتحاف طرايف دعائى كه نسايم خلوص آن رياض بهجت و نضارت و خضارت و نفايح خصوص آن گلزار عقيدت را لطافت و طراوت بخشد ، ساحت گردون مساحت خاطر خطير مهر تنوير و پيشگاه فلك دستگاه ضمير منير خورشيد تأثير را كه از لمعات انوار غيبى و لمحات اسرار لاريبى مستفيض و مستفيد است به نثار گلهاى الوان و ايثار غنچههاى خندان اظهار مدعا مزاحم مىگردد كه چون بر سجنجل « 2 » مهد ضياى و الا منطبع خواهد بود كه در اكثر اوقات صفحهء لسان
--> ( 1 ) - در پشت لفاف نامه چنين آمده : يا حفيظ تعالى شانه العزيز ذريعة الاخلاص بندگان ذىشان معلى مكان جبلى الجود و الأحسان ، كثير البر و الأمتنان ، عاليجاه و الا جايگاه ، معالى دستگاه ، وزير مكرم و مشير مفخم ، نظام العالم ، صدر اعظم ، ادام الله اجلاله العالى [ مهر ] عبده مصطفى ( 2 ) - به معناى آئينه