عبد الحسين نوايى

495

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

كه از سلالهء پيغمبر اكرم و از سادات مرعشى و ذاتا مردى پدر و مادردار و محتشم و با شخصيت بود . مير سيد محمد نيز از جانب مادر به صفويه مىرسيد . پدرش ميرزا داود مرعشى بود و مادرش شهربانو بيگم دختر شاه سليمان صفوى . وى در سال 1128 در اصفهان متولد شده بود و نام محمد داشت ولى مردم او را به نام جد مادرى خود سليمان ميرزا مىناميدند . اين شاهزاده مورد احترام و محبت فراوان شاه سلطان حسين قرار داشت . بخصوص كه نسبت او به مير قوام الدين مرعشى مؤسس سلسلهء سلاطين مرعشى مازندران مىرسيد كه اجداد مادرى شاه عباس بودند . مادر ميرزا داود هم عز شرف بيگم بود نوهء فخر جهان خانم دختر باگرات والى گرجستان كه در عقد شاه عباس درآمده بود . ميرزا داود ده پسر داشت كه يكى از آنها ابو القاسم است ، پدر ميرزا سيد احمد كه پس از تسلط افاغنه در فارس و كرمان و لارستان دعوى سلطنت كرد و به نام خود سكه زد و سرانجام ، بر اثر نادانى و خودخواهى شاه طهماسب ثانى ، در سال 1140 ، به دست افاغنه كشته شد . بعد از شكست افغانان ، شاه طهماسب ثانى ميرزا سيد محمد را از مازندران به اصفهان فراخواند و خواهر خود را به دو تزويج كرد . هنگامى كه نادر بر طهماسب به زور و تزوير غلبه كرد ، ميرزا سيد محمد را با خانواده‌اش نخست به مشهد و سپس به مازندران و سمنان فرستاد و در بازگشت از هند ، نادر وى را به مشهد طلبيد و صدارت كل ممالك ايران را به علاوهء توليت آستان قدس به او داد تا وى را همواره زير نظر داشته باشد . ولى مادر وى كه از نيت نادر مطلع بود پيغام داد اگر مىخواهى پسرم را بكشى مثل برادرزاده‌ام ( طهماسب ثانى ) در پيش خودم اين كار را بكن و گرنه من پيرزن ضعيفى بيش نيستم و تنها همين يك پسر دارم . او را از من جدا مكن . نادر هم پذيرفت . پس از مرگ نادر ، وى قلعهء مشهد را به عليقلى سپرد و على شاه هم او را احترام تمام كرد . ولى چون بودنش را در مشهد صلاح نمىدانست ، براى جلب قلوب مردم ، وى را علاوه بر منصب توليت ، سمت « صدارت خاصه و عامهء كل ايران » داد