عبد الحسين نوايى
405
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
اردوى همايون وارد وصف قتال آراسته پادشاه مذكور خود در ميان صفوف پيش جنگ اردوى خود را پشت سر قرار داده و ايستاده بودند و طول سپاه آن گروه تبه روزگار نيز نيم فرسخ به نظر مىآمد . به همه جهت سياهى لشكر ايشان حسب التخمين ده دوازده مقابل لشكر عبد اللّه پاشا بود . نواب همايون ما كه آرزومند چنين روزى بوديم در خفيه جمعى را تعيين نموده متوكلا على اللّه به عزم محاربه مأمور شد . در ساعت نجومى با توپ و تفنگ و شمشير هنگامهء جنگ گرم بود . تا آنكه به مدلول وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ « 1 » شفقت الهى يار و تأييد ايزدى مددكار غازيان شير شكار به مضمون صداقت مشحون كَرَمادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ فِي يَوْمٍ « 2 » عاصف شكستى به لشكر مخالفين افتاده ، همگى به يك بار روى از معركهء كارزار برتافته منهزم گرديده و سعادت خان كه ركن ركين سركردگان بود به همان نحو سواره و تمام اقوام مشاراليه دستگير گشته صمصام الدولهء دوران ، امير الامراء العظام بهادر خان كه صاحب اختيار كل هندوستان بود زخمدار گشته مظفر خان برادرش مقتول و مياعا - شور برادر ديگرش و ولد ارشد آن نيز به دست آمده خودش نيز روز ديگر از علت زخم وفات يافته و اصل خان چرخچى باشى قشون خاص پادشاهى با تراب خان و اعتبار خان و على احمد خان افغان و خوانين اوزبك زرين راى خان امين توپخانه و سركردگان با قرب به سيصد نفر از امرا و خوانين و سركردگان سپاه از آن جمله ده دوازده هزار نفر بودند كه به قتل رسيدند . محمد شاه با نظام الملك كه وكيل السلطنهء مشاراليه بود و قمر الدين خان وزير اعظم و جمعى از خوانين چون بر زمت « 3 » سنگر صف بسته بودند خود را به سنگر رسانيده از صدمهء شمشير غازيان بيست هزار نفر متجاوز از ايشان به قتل رسيده جمعى
--> ( 1 ) - سورة آل عمران 126 ( 2 ) - سورة ابراهيم 18 ( 3 ) - ذنب ( ؟ )