عبد الحسين نوايى
406
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
كه دستگير شده بودند ، بعد از وقوع اين فتح نمايان ، از چهار طرف به محاصره عسكر ايشان مأمور فرموديم كه سر راه فراريان را مسدود [ كنند ] و مقرر فرموديم كه توپخانه و خمپارهها را به خارج سنگر ايشان بردند و سنگر را محاذى ساخته هموار نمودند . چون كار آن جماعت به اضطرار انجاميده سررشتهء كار را گسيخته ديدند ، لابد و ناچار به فاصلهء يك روز ، روز پنجشنبه هفدهم ، نظام الملك مشاراليه از جانب محمد شاه وارد اردوى كيهانپوى در خدمت بندگان ثريا مكان اقدس و الا عذرخواه مقدمهء اين جنايت گشته و محمد شاه نيز با خوانين و اميران در يوم ديگر از روى انفعال وارد درگاه فلك تمثال گرديده و در حين آمدن مشاراليه ، چون پادشاه مذكور از تركمانيه و سلسلهء گوركانى بود ، فرزند ارجمند كامكار و ارشد سعادتمند عالى مقدار نصر الله ميرزا را تا خارج اردوى معلى به استقبال روانه فرموديم . پادشاه مذكور را داخل ساخته و مهر سلطنت را به موكب همايون ما سپرده ، آن روز در خيمهء مبارك ميهمان نواب همايون ما بود . بنابر رعايت جنس تركمانيه آنچه لازمهء تلطف و مهربانى و لايقهء اعزاز شاهان و خاقان با عز و تمكين بوده دربارهء آن حضرت مبذول داشته ، خيمهءنشيمن آن حضرت و سراپردهء حرم او را به ملاحظهء پاس اين دولت و الا ، در حرم سرادقات عز و شان معلى برقرار فرموديم و بالفعل پادشاه مشاراليه با كوچ « 1 » و بنه و تمامى اميران و خوانين و سركردگان هندوستان در اردوى همايون در مقام اطاعت مىباشند و مقدمة الجيش لواى گيتىستان وارد شاه جهانآباد « 2 » و نهضت فرموديم . مطمح نظر انور اقدس آن است كه پادشاه والاجاه مشاراليه را كه زينت خانوادهء گوركانى و دودهء سلسلهء جليلهء صاحبقرانى است ، باز در امر پادشاهى كل هندوستان تمكين و استقرار داده تاج و نگين سلطنت را به مشاراليه تفويض فرمائيم .
--> ( 1 ) - كوچ به معناى زن منكوحه ( مدار الافاضل ) ( 2 ) - شاه جهانآباد همان دهلى پايتخت گوركانيان هند است .