عبد الحسين نوايى

392

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

اود منصوب شد . وى با استفاده از ضعف دولت مركزى حكومت خويش را به سلطنت تبديل نمود و به سلطان اود شهرت يافت و دربار دهلى هرگز نتوانست ايالت مزبور را از وى باز پس‌گيرد . و بدين ترتيب ، بازماندگان سعادت خان در مدتى قريب به يكصد و سى سال در ناحيهء اود سلطنت و حكومت داشتند تا اينكه كمپانى هند شرقى در امور آن ناحيه كه به مناسبت بىكفايتى زمامداران آشفته و پريشان شده - بود بناى مداخله گذاشت و بالاخره در فوريه سال 1856 لرد دالهوزى فرمانرواى انگليسى هند الحاق آن سرزمين را به متصرفات انگليسى هند اعلام داشت و واجد على خان ، آخرين حكمران آن ايالت معزولا به كلكته فرستاده شد و دولت انگليس ساليانه صد و بيست هزار ليره مستمرى در حق او برقرار نمود و يك حاكم انگليسى به نام سرجمس اوترام براى او تعيين گرديد . بارى چنگليش نيز دو سال بيشتر در سمت وزارت اعظم باقى نماند و از خدمت در دهلى ، در دربار سلطان گوركانى هند ، كنار گرفت و به دكن بازگشت و سلطنتى بالاستقلال فراهم آورد و شهر حيدرآباد را پايتخت خويش قرار داد و مدت ده سال تمام ، وقت خود را صرف تحكيم پايه‌هاى قدرت خويش و دفع و رفع قبايل مهارات نمود . به طورى كه چون درگذشت دولتى استوار و نيرومند از او برجاى ماند . وى به مناسبت داشتن لقب نظام الملك به « نظام » شهرت يافت و بازماندگانش همگى اين شهرت را حفظ كردند و به نام « نظام دكن » معروفيت يافتند . آخرين آنان كه از معروفترين ثروتمندان جهان بود ، تا دوران استقلال هند همچنان بر مسند قدرت و حكومت متمكن بود و سرانجام به موجب قانون اساسى كشور جديد الاستقلال هند ، حوزهء حكومتى وى جزو سرزمين هندوستان گرديد و استقلال وى پايان پذيرفت . وقتى فرخ سير به قتل رسيد ، سلطنت گوركانيان هند دچار ضعفى فراوان شد . زيرا سران مقتدر هندوستان ، از مسلمان و هندو ، هر يك به حكومت ايالتى منصوب شدند . حكومت ناحيهء گجرات به جى سينك رسيد و فرمانروايى ايالات اجمير و خانديش به آجت سينك پادشاه جونپور و حكومت مالوه به چنگليش . اما اينان در