عبد الحسين نوايى
393
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
حقيقت همگى در كار خويش مستقل بودند . چه دولت گوركانى هند ناتوانتر از آن بود كه بتواند از آنان حساب و كتابى بخواهد و در امور ولايات مزبور اعمال قدرتى كند . در اين ميان قبايل سركش مهارات نيز امتيازات فراوانى حاصل كردند . پيش از آن اجازه يافته بودند كه يك چهارم ماليات دكن را دريافت دارند . در آن هنگام قرار شد كه صدى ده نيز به عنوان ماليات بگيرند و از همان زمان ، استيلاى مهاراتها بر كونكان تثبيت گرديد . در سال 1720 بالاجى پيشواى اول مهاراتها درگذشت . بالاجى توانسته بود كه مهاراتها را وحدت بخش و اتحاد قومى را بر اساس مذهب برهمنى بنيان نهد و بالنتيجه جماعت غارتگر مهاراتها را به صورت نيروئى عظيم و وحشت - ناك درآورد . پس از بالاجى ، پسرش راجى رائو جانشين وى شد . پسرى كه از لحاظ شايستگى و هوشمندى و درايت شايستهء چنان پدرى بود . در سال 1834 مهاراتها بر مالوه كاملا مستولى شدند و به سرزمينهاى اطراف پرداختند و دامنهء تاخت و تاز را تا دروازههاى دهلى توسعه دادند . سعادتعلى خان توانست مدتى آنان را از پايتخت دور كند و سلسلهء گوركانيان را از سقوط نجات بخشد . اما دو سال بعد ، باز هم قبايل مهارات تحت فرمان پيشوا راجى رائو تا پشت ديوارهاى شهر پيش آمدند و تمام حومهء شهر را غارت كردند . محمد شاه براى دفع آنان از نظام دكن يارى خواست و در ازاى اين خدمت حكومت مالوه و گجرات را هم به او واگذاشت و ضمنا به شاهزادگان گوركانى دستور داد تا به نظام بپيوندند . نظام اين دعوت را پذيرفت و به جنگ مهاراتها رفت . نظام قبايل مهاجم را از دهلى بيرون كرد و سپس بهوپال را مركز ستاد خود قرار داد تا مهاجمين را قلع و قمع كند . اما چون از هيچ جانب به دو كمك نرسيد ، در محاصره افتاد و تنها با عقد قرار - دادى توانست جان خود را نجات بخشد . وى به موجب اين قرارداد ناگزير شد كه ناحيهء مالوه و سرزمينهاى بين ناربد و چندال را به مهاراتها واگذار كند و پنج ميليون روپيه يعنى پنجاه لك از خزانهء امپراطور هند به مهاجمين تقديم نمايد .