عبد الحسين نوايى
391
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
بلكه سلطنت داشت ، از اين امر با خبر گرديد و با قبايل مهارات براى نخستين بار فاتحانه پاى به دهلى نهاد . اين واقعه در تسريع انحطاط دولت گوركانى اثر فراوان كرد . حسينعلى و عبد اللّه يكى از شاهزادگان ناتوان گوركانى را به نام شمس الدين رفيع الدرجات به سلطنت برداشتند . وى كه ابراهيم نام داشت و پسر رفيع الشأن پسر بهادر شاه بود ، سه ماه بيشتر در سلطنت نماند و به بيمارى سل درگذشت . سپس رفيع الدوله شاه جهان دوم را بر مسند سلطنت نشاندند ، او نيز يك سال بعد فوت كرد ( 1131 / 1719 ) و امر پادشاهى بر شاهزاده « نيكو سير » قرار گرفت كه اندكى بعد در همان سال 1179 از تخت بر تخته افتاد و سلطنت متزلزل هندوستان به ناصر الدين محمد شاه گوركانى تعلق گرفت و او همان كسى است كه گرفتار جنگ با نادر شد و مغلوب وى گرديد . جلوس ناصر الدين محمد بر تخت سلطنت نيز بر اثر تصميم و اقدام حسينعلى و عبد الله بود . آن دو مىخواستند كه سلطنت به نام وى و به كام ايشان باشد . اما ، در اين هنگام اوضاع سياسى تغييرى فراوان كرده و نيروى سهمگين سياسى ديگرى پديد آمده بود و آن اتحاد سياسى چنگليش خان حكمران ما لوه با يك ايرانى جسور بود به نام سعادت خان كه در مقابل ارادهء دو برادر سدى سديد ساخته بودند . در سال 1720 ، حسينعلى براى آنكه شايد بتواند به تمهيدى چنگليش خان را از ميان بردارد ، او را از مالوه به دهلى فراخواند . اما او نه تنها بدين امر سر فرود نياورد بلكه ايالت خانديش را نيز متصرف شد و بر سرزمينهاى گوركانيان در دكن مستولى گرديد . محمد شاه نيز ، در پنهان او را تقويت مىكرد . زيرا اميدوار بود كه بتواند به دست وى بر تسلط و دخالت ديرپاى حسينعلى و عبد الله پايان دهد . سرانجام حسينعلى براى جنگ با دشمن به جانب دكن روى آورد ، اما در راه كشته شد . عبد الله برادرش نيز در نزديك اگره مغلوب حريف شد و دوران تسلط آن دو برادر بر سلسلهء گوركانيان هند پايان پذيرفت . محمد شاه وزارت اعظم دولت گوركانى را به چنگليش واگذار نمود و او را « آصف جاه » خواند و « نظام الملك » لقب داد . سعادت خان نيز به حكومت ناحيهء