عبد الحسين نوايى

387

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

محمد شاه گوركانى با مرگ اورنگ زيب ( 1707 / 1118 ه ) دوران شكوه و عظمت سلسلهء گور - كانيان هند پايان يافت و روزگار انحطاط و زبونى دودمان بابرى آغاز گرديد . از آن پس ديگر فرد نيرومندى در آن خاندان پديد نيامد و هر روز انحطاط و سستى بيشتر نيرو گرفت . آنچه اين انحطاط را تا مرحلهء سقوط و زوال كشانيد نخست جنگها و اختلافات و برادركشيها و درگيريهاى داخلى بين شاهزادگان ضعيف و ناتوان گوركانى و امراى سركش و جاه‌طلب و استقلال‌جوى بود و ديگر دسايس و تحريكات و تجاوزات طلايه‌داران استعمار يعنى تجار سودپرست و افراد حادثه‌جوى اروپائى كه به قصد چپاول و غارت ثروتهاى شبه قارهء هند از آغاز قرن هفدهم به هند داخل شده و به لطايف الحيل جاى پايى به دست آورده و نزديك به صد سال در هندوستان جا گرم كرده بودند . از همهء اين اروپائيان خطرناكتر انگليسيها بودند كه نرم نرم پايه‌هاى قدرت خود را به عنوان تجارت در هند محكم كردند و بتدريج رقيبان اروپائى خود را از پرتقاليها گرفته تا فرانسويها از ميدان به در نمودند و سرانجام بر سراسر هند دست انداختند . اورنگ زيب مردى در امور دولتى مستبد و در مسائل مذهبى متعصب و