عبد الحسين نوايى

381

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

كبار رضوان الله عليهم قائل شوند به حصول مسئول نايل خواهند شد . ايشان هم حكم اقدس را قبول و از حالات سالفه نكول كردند . چون اعلىحضرت قدر قدرت ، اعظم سلاطين جهان و افخم خواقين دوران ، خديو سليمان حشم ، خسرو خورشيد علم ، ناصر الاسلام و المسلمين ، قامع الكفار و المشركين ، خاقان البرين و سلطان البحرين ، ثانى اسكندر ذوالقرنين ، خادم الحرمين الشريفين ، برادر جهان داور گردون بارگاه ، پادشاه اسلام‌پناه ظل الله ، السلطان الغازى محمود خان مد الله ظلال خلافته على رؤس العالمين خليفهء اهل اسلام و فروغ مشعل دودمان تركمانيه بودند و نواب همايون ما نيز سليل آن سلسلهء سپهر احتشام بوديم ، براى مزيد ائتلاف ، به حسن تلافى طالب امضاى مطالب خمسه كه در توثيقات نامه مسطور است از آن حضرت گشتيم . بعد از آمد شد سفرا كه پادشاه سليمان جاه سه ماده را قبول و دو ماده را به معاذير شرعيه و محاذير ملكيه موكول ساخته به موجب نوامج نوافج ختام خواهشمند فسخ اين مرام شده بودند ، اگر چه نواب همايون ما كه به نسايم محبت غنچه‌گشاى ازهار اين مطلب گشتيم ، سواى رفع تباغض و دفع تناقض و اراحهء طرفين و ازاحهء آثار رين و شين منظورى نداشتيم ، ليكن چون به تقديرات إله حصول مقصود در عقدهء امتناع مانده بود ، محض از راه رضاجويى خاطر همايون پادشاه سكندر مقام و حفظ ناموس اسلام حلقه كوب در دوستى و التيام گشته تكاليف معهوده را متروك و طريق مسالمت مسلوك داشته اين امر دلپذير را به خديو گردون سرير اعلام نموديم . اما چون بعضى از ممالك عراق و آذربايجان در ازمنهء سالفه به سلاطين تركمان تعلق داشت كه به سبب اختلاف‌انگيزى شاه اسمعيل به دولت عليهء عثمانيه انتقال يافته ضمنا اظهار شد كه هرگاه بر طبع اقدس پادشاه اسلام‌پناه شاق و مخالف رسم وفاق نباشد ، يكى از آن دو مملكت به رسم عطيه به حوزهء ممالك محروسهء اين طرف انضمام يابد و آن حضرت را از راه برادرى در رد قبول آن مختار ساخته بوديم و در نامهء همايون كه از آن دولت و الا ، مصحوب افتخار الاماجد نظيف افندى ، عز وصول بخشيد [ اندراج ] اندراج يافته بود كه اگر چه نظر به مآثر مشكوره