عبد الحسين نوايى
382
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
و مساعى مبروره كه از دولت نادريه در امحاء و ازالهء آثار بدع به ظهور پيوسته دولتين عليتين را متحد [ متحد ] مىدانيم ليكن ، بنا بر بعضى جهات ، خاطر اقدس متعلق به آن است كه به نحوى كه مواد سابق منسوخ شده از اين مطلب نيز براى مزيد الف و التيام درگذشته ، بنابر مصالحهء ايام خديو خلد مرابع سلطان مراد خان رابع گذاشته شود تا دوستى و محبت در ميانهء دو دولت عظمى و اخلاف كرام و اعقاب عظام نسلا بعد نسل در عرصهء روزگار باقى و پايدار بماند : از آنجا كه اعلىحضرت پادشاه اسلامپناه وعدهء اين گونه دوستى ممدود و حبل محبت را به عقود مواثيق مسدود فرمودهاند و ما نيز آن حضرت را برادر بزرگ و پاسدارى رضاى خاطر آن جناب و آرامش حال مسلمين را اهم مطالب و اعظم مآرب مىشمرديم ، لهذا ، بعد از وصول نامهء مسكية الختام مأمول ثانى آن خديو اسلام را نيز متلقى به قبول و معتمدى به بناى امر مصالحهء مامور ساختيم فى ما بين معتمدان دولتين امر صلاح بر يك اساس و شرط و سه ماده و تذييل بر اين نهج قرار يافت . اساس - صلحى كه در زمان خاقان خلد مرابع سلطان مراد خان رابع واقع شده فى ما بين دولتين مرعى و حدود و سنورى كه در ميانه مقرر بود به همان دستور و استقرار داشته تغيير و خلل در اركان آن راه نيابد . شرط - من بعد فتنه نائم و تيغ در نيام بوده آنچه لايق شأن طرفين و مقرون به صلاح دولتين باشد معمول و از امورى كه مهيج هيچ كدورت و منافى مصالحهء صالحه و مسالمهء سالمه باشد اجتناب شده ان شاء الله اين دوستى و محبت در ميانهء دو دولت عظمى و اولاد و احفاد اين دو خانواده كبرى ، الى يوم القيام ، قائم و دائم و برقرار باشد . ماده اولى - حجاج ايران كه از راه بغداد يا شام عازم بيت الله الحرام باشند ، ولاة و حكام سر راه ايشان را محل به محل سالمين آمنين به يكديگر رسانيده صيانت حال و مراعات احوال ايشان را لازم دانند .