عبد الحسين نوايى

347

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

نوشته كه مخالفت بسيارى در طريقهء ثالثهء سابقه دارد و جمعى نيز مقلد اين طريقه مىباشند و از زمان دولت بنى عباس ، به اعتبار تعدد مجتهدين و اختلاف مقلدين ، بعضى از اهل اسلام كه مقلد طريقهء خارج از طرق اربعه بوده‌اند در مقام تخطئه و تكفير بعضى ديگر برآمده فى الجمله نزاع و فتنه در ميان فرق اسلام به اين جهت به - هم رسيده بود . آخر الامر به اعتبار رفع فساد و جدال ، خليفهء عصر به تصديق علماى آن زمان ، بنابراين گذاشته بود كه مقلدين اربعه تكفير بعضى ديگر نكرده همگى را از جملهء اسلام شمرده و هر يكى را در طريقهء خود مصاب مىدانند . چون از ايام ظهور سلسلهء صفويه الى زمان جلوس ميمنت مأنوس ، به اعتبار اختلاف مذهب ، فتنه و فساد عظمى در ميان اهل اسلام به هم رسيده بود كه هر يك يكديگر را نهب و اسر و قتل و اسرا را در ميان خود و كفره بيع و شرى نموده‌اند . بناء عليه بندگان اقدس ، بعد از التزام اهل ايران كه تارك بدع باشند ، از اعلىحضرت خواندگار خواهش اين پنج مطلب نموده‌اند كه يكى از آن جمله اين است كه ملت جعفرى را خامس ملل اربعه دانسته تا رفع غائلهء فساد بين العباد گردد و در اين باب رقم مبارك به سرافرازى آن عالى جناب وزير اعظم از موقف اعلى عز صدور يافته بود كه رقم مبارك را محب در ورود خود به آن حدود بديشان رسانيده و ايشان عريضه‌اى به خدمت بندگان اقدس به اين مضمون نوشته بودند كه هيچيك از سلاطين سابقه چنين خواهش از پادشاه اسلام نكرده‌اند اين تكليف موقوف باشد . از اين طرف ، از جانب نواب شاهزاده كامكار نصر الله ميرزا در جواب عريضه نوشته شده كه هرگاه در ايام حضرت رسالت‌پناه بناى اسلام بر يك طريقه بود چه نحو شد كه در ايام خلفاى بنى عباس كه مدتهاى مديد از هجرت گذشته بناى اسلام بود بر چهار شد ، استكشاف اين مطلب شده جوابى كه در اين وقت از آن عالى جناب رسيده اين است كه فروغ ملت جعفرى در ميان فروع ائمهء اربعه جرحا و تعديلا مذكور نيست و پر ظاهر است كه اين حرف شگرف جواب اين مطلب نمىشود . آن عالى جناب لله الحمد قائمهء روى زمين و استوانهء شرع مبين و خيرخواه كافهء مسلمين مىباشد . بر ذمهء ايشان و اين دوستى نشان لازم است كه آنچه