عبد الحسين نوايى

241

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

نامهء نادر به پادشاه روسيه « 1 » نفايس دعوات وافيات اجابت قرين و تحف طيبات مصادقت تضمين را از كمال محبت و نهايت مودت به جانب نجيب و صوب حسيب حضرت آفتاب طلعت ثريا منزلت ، زهرهء زهراى برج سلطنت و كامكارى و درهء درياى عظمت و جلالت و و شهريارى ، ثمرهء شجرهء دولت و ابهت و اقبال و شمسهء ايوان شهامت و جهاندارى و اجلال عمدة السلاطين المسيحيه و زبدة السلاطين العيسوية ، پادشاه خورشيد كلاه كيوان ايوان ، خسرو شيرين شمايل هوشنگ روان ، ابلاغ و اهدا ساخته . مشهود راى بيضا ضيا مىدارد كه نامهء نامى و مكتوب لازم الاعزاز گرامى كه مشعر بر مژدهء جلوس ميمنت مأنوس آن خديو والاشان بر اورنگ پادشاهى و قرار گرفتن حق به مركز خود به عون و تأييد الهى نوشتهء كلك محبت سلك و الا شده بود ، سمت وصول يافته باعث شكفتن شكوفه‌هاى شكفتگى در حديقهء خاطر و موجب طراوت و نضرت چمن هميشه بهار باطن و ظاهر گرديد و فى الحقيقه نظر به اولويت و استحقاق آن برازندهء سرير و افسر به فرمان فرمانى آن ديار ، احق و اولى مىباشد و در اين وقت كه اين خبر بهجت اثر سامعه افروز گرديد و اين نويد فرحبخش به مسامع دوستان رسيد ، نه به حدى انبساط و انتعاش در طبع اقدس حاصل شد كه به دستيارى خامه و به توسط نامه سمت اعلان و صورت اظهار و بيان تواند يافت

--> ( 1 ) - عنوان نامه در منشآت : « صورت مراسله كه به حضرت خورشيد كلاه روس نوشته است »