عبد الحسين نوايى
242
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
امر مصالحه را به عهدهء اهتمام عالى جاهان [ ينارال لواشف و بارون شافيروف ] « 1 » و چند نفر ديگر فرموده ، آنچه شايان امر و داد و مقتضاى صلاح كار بود ، عالىجاهان مشاراليهم به ظهور آورده ، عهد نامجات همايون از طرفين عز صدور يافت . ولايات گيلان به نحو مقرر به حيطهء تصرف اولياى دولت عليه درآمد . فى الحقيقه شاهد دوستى و اتحاد ، در اين مدت كه ادعا مىكردند ، حليهء شهود و پيرايهء وقوع پوشانيده در ميان سلاطين زمان و خواقين دوران به حسن وعد و صدق عهد اختصاص يافتند . نهايت مقدمهء رد كردن اسيران گيلان در جنب اين محبت نمايان امرى است جزئى و مقرب الخاقان مشاراليه ، در طى مصالحه ، مكرر اين مراتب را اظهار نموده بنابراين كه اسرا را به ولايت روس بردهاند ، استرداد آن به تعويق افتاده در اين اوقات ، كه اين نيازمند در گاه إله از قلع و قمع دشمنان و تمشيت امور خراسان فراغت گزين و عازم تنبيه ساير مخالفين است ، بعد از فضل جناب بارى ، به دستيارى درخشنده اختر برج سلطنت و كامكارى بالكليه رفع فساد و نگاهداشتن اسرا ، بعد از مصالحه فى ما بين پادشاهان ، خلاف معمول و به وهن بنيان دوستى محمول است . لهذا از امناى كبرى ترقب و رجا آن است كه امر اشرف صدور يابد اسرا را در هر جا [ كه بوده ] باشند ، جمع نموده به اتفاق مقرب الخاقان مشاراليه كه حامل نامهء مودت ختامه است آورده تسليم نمايند كه هم موجب خشنودى پروردگار و هم باعث منتپذيرى كارگزاران اين سلطنت ابدمدار گشته ، ابد الدهر مواد مودت فى ما بين دولتين باقى و استوار خواهد بود . « 2 »
--> ( 1 ) - تصحيح قياسى . در متن مغلوط منشآت : [ ينارال و آقا بارون و نظر شافيروف ] ( 2 ) - منشآت ص 116