عبد الحسين نوايى
236
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
گاليتزين پيشنهاد كرد كه بين ايران و روسيه قرارداد صلحى منعقد شود و كشور ايران بار ديگر به عثمانى اعلام جنگ كند و هرگاه يكى از دولتين ايران و روسيه با كشور ديگرى وارد جنگ شود ، طرف ديگر قرارداد به كمك و همكارى برخيزد و اطمينان داد كه دولت روسيه ، به كشور ايران در جنگ با تركان عثمانى ، به نحوى مؤثر يارى خواهد كرد . اما نادر در جواب اظهار تشكر كرد ولى گفت كه اگر جنگ بين ايران و عثمانى درگيرد ، ميل دارد ، شخصا ، بدون كمك ديگران ، حريف را به زانو درآورد . البته اگر ايران توانست خود را به قسطنطنيه برساند ، دولت روسيه مىتواند از جانب ديگر به عثمانى حمله برد . گاليتزين كه جواب رد شنيده بود ، بعد به سنپطرزبورگ گزارش داد كه نادر از دولت روسيه خشمناك است . زيرا دولت روسيه هنوز تخليهء بندر باكو و دربند را شروع نكرده است . هر چند دولت روسيه حق دارد بر طبق مفاد عهدنامهء رشت ، تا تركان آذربايجان و ارمنستان و گرجستان را رها نكردهاند ، نواحى شمالى رود كر را در تصرف داشته باشد . نادر كه تعلل عثمانيان را مانع تصويب پيمان صلح ديد ، روز 12 محرم 1147 بار ديگر به لشكركشى بر ضد عثمانى پرداخت . در اين سفر گاليتزين نيز همراه او بود . اما در همدان به نادر گزارش رسيد كه دربار روسيه به واختانگ پادشاه سابق گرجستان و پسرش دستور داده تا به طرف دربند روانه شوند و شماخى و كارتلى را به تصرف روسيه درآورند . نادر بدين جهت حمله را از آن ناحيه شروع كرد و پس از تصرف شماخى ، به وسيلهء گاليتزين به دربار تزار پيغام فرستاد كه اگر باكو و دربند را پس ندهند آمادهء جنگ باشند . دربار روسيه به نادر پاسخ داد كه با وجود عهدنامهء رشت ، باز هم دولت روسيه كليهء ولايات ايران را مسترد خواهد داشت . مشروط بر آنكه دولت ايران دشمنان روسيه را دشمنان خود تلقى كند . چند روز بعد ، ژنرال لواشف كه به فرماندهى قواى روسيه در داغستان منصوب شده بود ، ماموريت يافت كه تمام مناطق جنوب ، من جمله باكو و دربند ، را به ايران واگذارد . هنگامى كه نادر در گنجه بود ،