عبد الحسين نوايى
220
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا « 1 » و مظهر آيات وَ رَفَعْناهُ مَكاناً ، عَلِيًّا « 2 » ، آنكه شخص مقدسش در كودكى چون طفل عين بينش ديده و راست و وجود عدالتش در به دو كار مانند مهر انور كرم جهاندارى و ملكپرورى ، اعنى انتظام ملك و ملت را باعث و كشور دين دولت را وارث ، شاه عباس ثالث صان الله عمره و دولته عن الحوادث آرايش پذيرفته رؤس منابر و وجوه دنانير به نام نامى و اسم سامى آن غرهء ناصيهء جهاندارى و قرهء باصرهء شهريارى « 3 » زينت گرفته خلاع فاخرهء آفتاب مثال به آن عالىشان و سركردگان نصرت نشان با سكهء مباركه ارسال شد . مىبايد كه حكم همايون و خلاع خورشيد نمون را به آيين تمام استقبال و خلعت را پيرايهء بر و دوش اعتبار و رقم اشرف را زينت تارك افتخار ساخته سوافق ضابطهء و دستور مجلس جشن و سرور آراسته خلاع سركردگان را به ايشان تسليم و در ازاء اين عطيه به سجدات ايزدى تقديم نموده سكهء نامى را در دار الضرب تبريز نقش جبين طلا و نقره سازد « 4 » و نقارهء شادمانى بلند آوازه و خاطر خاص و عام از اين مژدهء دلپذير قرين مسرت بىاندازه كرده حكم و الا را به اطراف ممالك آذربايجان فرستد « 5 »
--> ( 1 ) - سورة مريم 57 ( 2 ) - ايضا 57 ( 3 ) - اين همه عناوين و نعوت تملقآميز براى طفل شيرخوارهاى بوده كه نادر وى را به سلطنت برداشته بود تا دست خودش در كارهاى كشور باز باشد . سه سال بعد نادر اين مانع ناچيز را هم از سر راه برداشت و خود را رسما شاه خواند و شاه عباس ثالث را به سبزوار نزد پدرش فرستاد ( 1148 ) و در حدود سه سال بعد هم اين طفل به دستور رضاقلى ميرزا كشته شد . ( 4 ) - از سكههاى شاه عباس ثالث نمونههائى موجود است . در وسط نقش لا إله الا إله محمد رسول الله على ولى الله است و در حاشيه نام دوازده امام و در پشت آن ، اين بيت : سكه بر زر زد به توفيق الهى در جهان * ظل حق عباس ثالث ثانى صاحبقران ( 5 ) . منشآت ص 93 - 92