عبد الحسين نوايى
212
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
رود ارس به رومى و اين طرف به قزلباش تعلق داشته باشد . الحق اين مصالحه در نظر ما حكم نقش بر آب و موج سراب دارد . زيرا كه مقصد اصلى استخلاص اسراى ايران بود كه مطلق به آن نپرداخته و آن امر را هم در ضمن صلح مندرج و مذكور نساختهاند . چون سنور مزبور منا راى و رضاى سبحانى و مخالف دولت قاهرهء حضرت خاقانى بود اين صلح را مناط اعتبار ندانسته در اين وقت كه مناعت و معالى پناه مقصود على بيك گراييلى را به اتفاق ايلچى روم روانه فرموديم ، عالىجاه مشاراليه را اعلام فرموديم كه چنين صلح را مناط اعتبار ندانسته منتظر و رود موكب مسعود سركار عالى بوده باشد . بر عالميان ظاهر است كه وجود امثال ما بندگان خاكسار كه [ به عنايت ؟ ] سايهء حضرت آفريدگار مرتبهء سرورى و رتبهء برترى يافتهايم از براى ما همين است كه يارى و غمخوارى ضعيفان و فقيران و زبردستان نماييم به فحواى كلكم راع و كلكم مسئول عين رعيتة يارى ضعفا نموده شر مخالفين را از سر مسلمين رفع و مادهء فساد را از مزاج ممالك دفع كنيم نه اين كه از حال ضعيفان تغافل و در كار ايران تجاهل نماييم . تابع رأى دشمن و رضاجوى خاطر خصم عهدشكن باشيم . به حول و قوهء خداوندى امروز كه روز اعادى تيره و دست اقبال شيعيان و هواخاهان اين دولت ابدمدت چيره و ضعف بدخواهان قوى و غلبه از دين مرتضوى است ، اين صورت از اين طائفه كم فرصت كه كريمهء فَإِذا جاءَ الْخَوْفُ رَأَيْتَهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ تَدُورُ أَعْيُنُهُمْ كَالَّذِي يُغْشى عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَإِذا ذَهَبَ الْخَوْفُ سَلَقُوكُمْ بِأَلْسِنَةٍ حِدادٍ أَشِحَّةً عَلَى الْخَيْرِ « 1 » مصداق حال ايشان است تحمل كردن از حميت دور و منافى طبع غيور ماست ، چرا بايد اين نوع تكليف را بكنند و به اين طرف رود اكتفا نمايند . چون حدود و سنور مزبور منافى رضاى سبحانى و مخالف مصلحت دولت ابدمدت خاقانى بوده .
--> ( 1 ) - الاحزاب 20