عبد الحسين نوايى
213
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
به خدمت فلك رفعت بندگان ثريا مكان همايون اعلى عرض شد كه اين صلح را مناط اعتبار ندانسته و معلوم است كه روانه ساختن ايلچى از راه اسفار بوده و الا طبع غيور نواب همايون ما البته به اين معنى راضى نخواهد شد . به هر حال ، چون سرپنجهء شوق طواف روضهء ملايك مطاف حضرت امير مؤمنان و مولاى متقيان غالب كل على بن ابى طالب ( ع ) گريبانگير دل و توفيق استخلاص اسراى مسلمانان را پيوسته از درگاه احديت سائل مىباشد ، ان شاء اللّه تعالى ، بعد از عيد سعيد فطر ، به همعنانى جنود غيبى و همركابى تأييدات لاريبى از خدمت سلطان اقاليم ولايت و ارتضا ، على بن موسى الرضا عليه التحية و الثنا مرخص گشته با جيوش بحر خروش قوى چنگ و عساكر هژبر خوى فيروز جنگ بدون تأمل و درنگ كوچ بر كوچ عازم كعبهء مقصود خواهيم شد . تا يار كرا خواهد و ميلش به كه باشد . وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ « 1 » . طغيان نمود شوق خيالم به سوى دوست * چون سيل مىروم همه جا سينه بر زمين حافظ اگر قدم نهى در ره خاندان به صدق * بدرقه رهت شود همت شحنة النجف چون در اين ولا ، حضرت مناعت و معالى دستگاه معصومعلى بيك گرايلى [ را ] به اتفاق ايلچى روم به عنوان بدرقه روانه فرموديم ، آن عالىجاه جلادت و جلالت همراه را از اراده و مقصود خاطر واقف ساختيم كه از اين معنى مستبشر و به الطاف الهى مستظهر بوده مصالحهء روميه را مناط اعتبار ندانسته و منتظر موكب مسعود عالى باشد كه ان شاء اللّه تعالى عما قريب افواج قاهره ، به عدت و صولت شير با بخت جوان و تدبير پير ، از ركاب ظفر انتساب بندگان ثريا مكان جمشيدنشان ارفع
--> ( 1 ) - 11 الكهف