عبد الحسين نوايى
190
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
كه ارباب غيرت را بدتر از آن عذابى نيست واگذاريم . بر آن عالى جاه مخفى و مستور نخواهد بود كه طالبان نام و ننگ را در معارك جنگ كشش و كوشش به قدر امكان در كار است . اما بعد از آنكه چهرهء شاهد فتح از پس پردهء غيب جلوهء ظهور نكند موجب ملالت آن طايفه كه با قبض و بسط عالم معنى كارى و از تقديرات الهى اختيارى ندارند نخواهد بود . زيرا كه به مضمون صدق نمون كريمهء مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ « 1 » ابواب فتح و ظفر منوط به تأييدات حضرت ايزد داور است نه به زور بازوى سعى بشر « 2 » . با وصف اين كسانى كه فى الجمله از غيرت بهرهورند به نيزه و سنان اعدا سينه سپر مىسازند ، اما به طعنهپردازى نيزهء خطى كلك زبان امثال و اقران تن در نمىدهند و به تيغ تيز دشمن سركش گردن تسليم مىنهند اما به چوبكارى عصاى خانهء پدر و برادر راضى نمىگردند و حرف تند را كشندهتر از سيف و سنان قاتل و روى ترش را تلختر از زهر هلاهل مىدانند . در دوزخم بيفكن و نام گنه مبر * كاتش به گرمى عرق انفعال نيست از صدور چنين امرى مادام الحيات در شكنجهء خجالت گرفتار قيد ملامت بوده ، ممات را بر حيات راجح مىشمارند . چنان كه اظهر من الشمس است كه سپهدار زرين لواى مهر ، بعد از آنكه از معركهء سپهر تيغ كشيده روى به هزيمت مىگذارد از رنگ زردى به زمين فرو مىرود و هر وقت كه رايات جهانگشايى را از مركز نقطهء نصف النهار منحرف مىسازد ، از فرط شرمسارى آفتاب عمر خود را قرين زوال مىبيند . هر چند بنابر معانى مذكوره ملامت بر مشار اليه وارد نمىآيد كه چرا از دشمن
--> ( 1 ) - سورهء آل عمران 126 ( 2 ) - منشآت : به زور سرپنجهء بشر - ولى بازو درستتر به نظر مىآيد . زيرا ظاهرا ميرزا مهدى خان بدين بيت سعدى نظر داشته از باب پنجم بوستان . سعادت به بخشايش داور است * نه در چنگ و بازوى زورآور است