عبد الحسين نوايى
191
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
شكست يافته و نمىتوان گفت كه چرا شمعآسا اين همه سرزنش بر خود روا داشته و از تيغ تيز عدو روتافته و ليكن سخن درين است كه با وصف اين كه مكرر از جانب ما در باب جنگ روبهرو ممنوع و از اوج سماى خاطر الهام مآثر خطاب يا إِبْراهِيمُ أَعْرِضْ عَنْ هذا « 1 » او را مسموع شده بود ، باز بر خلاف معمول مصدر اين گونه جهل و فضول گشته ، بايستى به رهنمونى دليل عقل طريق مصلحت پويد و يا رضاى خاطر ما را بر وفق اشاره جويد . درين صورت كه سالك طريق احد الامرين و تابع مدلول آيهء كريمهء وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ « 2 » نگشته طعن و توبيخ را سزاوار و شايستهء رنجش و آزار مىباشد . حال چون آن عالى جاه در مقام شفاعت و التماس درآمده حسب المأمول و المسئول آن عالىجاه ، اين دفعه زبان قلم را از آزردن او كوتاه و به همان توبيخات سابقه او را انتباه ساختيم . « 3 »
--> ( 1 ) - سورة هود 79 ( 2 ) - سورة البلد 11 ( 3 ) - منشآت ميرزا مهدى خان ، جهانگشاى نادرى تصحيح سيد عبد الله انوار ص 139 - 137