عبد الحسين نوايى

189

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

فرمان طهماسبقلى خان ( نادر ) به الله يار خان « 1 » آنكه عالى جاه الله يار خان بداند شرحى كه در خصوص [ عضو تقصيرات « 2 » ] اخوى ابراهيم خان [ قلمى ] عرض و استدعا نموده بود ، چون مشار اليه از بىطالعى خود شرمنده و از وقوع امر شكست كه از قضاياى آسمانى بود شكسته دل و سرافكنده است ، من بعد به زبان و قلم او را نيازاريم و به شرمسارى و خجلت‌زدگى خودش

--> ( 1 ) - نادر به برادرش ابراهيم خان تأكيد كرده بود كه اگر احتمالا افغانها به خراسان حمله كنند ، وى از جنگ روياروى در صحرا خوددارى كند و به قلعه‌دارى بپردازد . ولى وى بر خلاف همهء سفارشها ، هنگامى كه نادر در مغرب ايران با تركها در زد و خورد بود همين كه افاغنهء ابدالى به سركردگى ذوالفقار خان حاكم فراه به خراسان آمدند و مشهد را در محاصره گرفتند ، ابراهيم خان از مشهد بيرون آمد و به جنگ ايستاد . اما شكست خورد ( 13 محرم 1143 ) و به شهر گريخت و از ترس و شرمسارى در صحن مطهر حضرت رضا متحصن شد . اين خبر را رضا قلى ميرزا به نادر رسانيد . همين كه نادر در بازگشت به سوى خراسان به استرآباد رسيد ، الله يار خان افغان پاى شفاعت در ميان نهاد و عفو ابراهيم خان را خواستار شد . نادر تقاضاى عفو را پذيرفت و اين نامه را كه به انشاى ميرزا محمد مهدى خان است ارسال داشت . ( 2 ) - قسمت بين اقلاب در جهانگشا نيامده .