عبد الحسين نوايى
18
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
خفه كردند . اشرف افغان اشرف فرزند ارشد عبد العزيز ، برادر ميروس بود . هنگامى كه وى در دهم شعبان 1137 / 26 آوريل 1715 بر تخت نشست ، به افتخار جلوسش در اصفهان و كاشان و مشهد و استرآباد و قزوين و تبريز و شماخى و رشت سكه زدند . البته مشهد و تبريز و شماخى را افغانها فتح نكرده بودند ، ولى سكهها را در جاهاى ديگر ، به نام اين شهرها زده بودند . وى كه در هنگام جلوس ، در حدود بيست و شش سال داشت . مورد احترام و محبت سربازان بود و شخصا - گرچه شجاع بود - ولى بيشتر ميل داشت كه با حيله و چارهسازى در كارها توفيق يابد . در دوران اشرف ، تقسيم ايران بين روسيه و تركيه ، به دلالى فرانسويان عملى شده بود . بنابراين اهم مشكلات اشرف در به دو سلطنت ، يكى مقابله با اوضاع آشفتهء داخلى ايران بود و ديگر جنگ با تركان و مقابله با روسيان . نخستين كار اشرف ، براى حفظ موقعيت خود ، كشتن تمام نگهبانان و وزيران و درباريان و افراد مورد اطمينان محمود بود . از جمله اين افراد ، الماس نامى بود كه سمت قوللر آقاسى داشت . و بيش از هر كس به محمود دلبستگى نشان مىداد . وى را به سختى در جستجوى مال شكنجه كردند و او دليرانه تحمل كرد و وقتى شكنجه كنندگان از او دست برداشتند ، وى فرصتى يافت و خود و زن خود را كشت . مرگ وى موجب تأسف ايرانيان و اروپائيان شد . زيرا وى با نفوذى كه در محمود داشت ، بارها از اعمال و دستورات وحشيانهء وى جلوگيرى كرده بود . يكى ديگر از كسانى كه به دستور اشرف كشته شد ، امان اللّه بود كه خود را در سلطنت با محمود ، شريك مىدانست . ضمنا اشرف پسر محمود را نيز به قتل رسانيد ، و برادر جوان خود را هم كور كرد . اشرف هنگامى كه در زندان بود ، با شاه طهماسب ارتباط داشت ، و حاضر