عبد الحسين نوايى
178
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
ندامتى فراهم آيد . احمد پاشا تصريح مىكند كه چون ميرزا مهدى خان از مصطفى خان به نادر شاه نزديكتر است ، مأمورين بايد به او بيش از مصطفى خان احترام كنند . « 1 » هيأت سفارت ايران ، روز دهم محرم 1160 ، در همان هنگامى كه نادر از راه يزد و كرمان ، چون پيك مرگ روانهء خراسان شد ، راهى مأموريت خويش شدند تا خود را به استانبول رسانند و هداياى نادرى را به سلطان محمود خان عثمانى تقديم دارند . اين هدايا ، غير از تحف و نفايس فراوان آن روزگار مانند ، پارچههاى ابريشمى و ظروف چينى و شمشيرهاى جوهردار مرصع و امثال آن ، مشتمل بود بر تختى زرين و خيمهاى مجلل و زربفت و دو زنجير فيل رقاص . هيأت سفارت ايران از اصفهان عازم بغداد شد . در روزهاى توقف در بغداد بود كه خبر كشته شدن نادر رسيد و معلوم شد كه شب يكشنبه يازدهم جمادى الاخرى سال 1160 پادشاه بيدادگر ، خونريز ، مالدوست و جواهرپرست ايران به دست سربازانش كشته شده است . با وصول اين خبر ، بهت و حيرت همه را فروگرفت و مبادلهء سفرا كه هر دو در بغداد بودند به تعويق افتاد . زيرا دولت عثمانى نمىدانست كه پس از نادر چه كسى بر بالش سلطنت تكيه خواهد زد . در اين احوال ، جماعتى از داعيهداران سربلند كردند كه ما از دودمان صفوى هستيم و وارث تاج و تخت كيان . از آن جمله ، حسين ميرزا نامى بود كه تركان عثمانى او را در بغداد بدين كار واداشته بودند . حسين مدعى بود كه فرزند شاه - طهماسب ثانى بوده و در هنگامهء قتل شاهزادگان صفوى به دست محمود افغان فرار كرده و به روسيه گريخته و از آن جا خود را به بغداد رسانده است . نوشتهاند كه مصطفى خان شاملو بر صدق ادعاى حسين ميرزا گواهى داده است . روزى سفير نادر و روزى در كنار مدعيان نادر ! ! بارى مصطفى خان ، پس از مرگ نادر مدتى بلاتكليف و حيران در بغداد بود تا اينكه
--> ( 1 ) - فهرست اسناد تاريخى ايران تأليف محمود غروى ( انتشارات فرهنگستان ادب و هنر 1357 ه . ش ) ، سند شمارهء 464