عبد الحسين نوايى
174
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
مهدى خان معاصر و همزمان بوده است . از آن گذشته رقم باغبان باشيگرى كه به نام ميرزا مهدى كوكب صادر شده به قلم ميرزا محمد مهدى خان استرآبادى نوشته شده و بعيد مىنمايد كه در دستگاه عريض و طويل و ديرپائى چون دولت صفوى ، از لحاظ شمار محرران و منشيان ، چنان قافيه تنگ بوده باشد ، كه ميرزا محمد مهدى خان خود مأمور نوشتن فرمان منصب جديد خويش شده باشد و اين مطلب كه فرمان مذكور به قلم ميرزا محمد مهدى خان است ، نه بر اهل ادب و واقفان بر شيوهء ترسل و دقايق انشاء كه بر هر طفل دبستانى آشكار است و آن فرمان در منشآت وى نيز به چاپ رسيده است . بارى ، ظاهرا دوران خدمت وى در دستگاه صفوى چندان به طول نيانجاميده است . چه افغانها نخست بر قسمت شرقى ايران دست يافتند و سپس اصفهان را در محاصره گرفتند و پس از محاصرهاى نسبة طولانى ، بر اثر بروز قحط و ظهور غلا ، مردم شهر به جان آمدند و شاه صفوى بيش از آن تاب نياورد و به اردوى محمود افغان رفت و تاج خويش بر سر وى نهاد و بدين گونه دولت صفوى عملا فروريخت و اندكى بعد ، طهماسب ميرزا كه در بحبوحهء محاصرهء اصفهان به قصد تهيهء لشكر و اعلام جنگ با افاغنه ، از پايتخت دولت صفوى خود را بيرون انداخته بود ، در نشيب و فراز ميدان جنگ و عرصهء سياست با ندر قلى آشنا شد و به نيروى كفايت و شجاعت او خراسان را از دست رقيبان به قهر و غلبه بيرون كشيد و ندرقلى كه آنك به « طهماسبقلى » شهرت يافته بود ، در جنگهاى متعدد افغانها را در هم شكست و فاتحانه به اصفهان درآمد و تختگاه دولت صفوى را از لوث وجود مهاجمين ستمگر بپرداخت . در همين هنگام بود كه ميرزا محمد مهدى خان عريضهاى مشعر بر تهنيت فتح اصفهان و ورود سپاه فاتح قزلباش به دار السلطنهء اصفهان تقديم موكب نادرى داشت و از جانب مردم استرآباد عرض تبريك و تهنيت نمود . ظاهرا از همين روزگار است كه وى در دستگاه طهماسبقلى خان ( نادر ) راه يافته و منشى مخصوص او شده و از آن پس همه جا با او بوده و رسما « منشى الممالك » نادر گرديده است .