عبد الحسين نوايى

152

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

كسانى كه حساب جواهرات شاه و ارزش اين كار را دارند ، به من تأكيد كردند كه صد و هفت هزار لك روپيه تمام شده يعنى معادل پانصد هزار ليره به پول ما » . محمد كاظم نيز اين تخت را به چشم ديده است و او وصف تاورنيه را از تخت طاوس بدين گونه تكميل مىنمايد : « ديگر تختى بود مشهور به تخت طاوس . . . هفتاد شتر آن تخت را مىكشيد . به طرح كلاه فرنگى هشتى كه دور آن مدور بود و سقف و در و ديوار آن از طلاى مرصع كرده بودند و در بالاى سر آن طاوس يك دانه از زمرد و ياقوت ساخته گذاشته بودند و در بالاى سر آن طاوس يك دانه الماس به قدر بيضهء مرغى بود مشهور به كوه نور كه قيمت او را بجز ذات پاك الهى احد ديگر نمىدانست نصب كرده و بالهاى آن مكلل به جواهر ساخته بودند . مرواريد درشت بسيار چون بيضهء كبوتر به سيم كشيده و بدان پايه‌هاى تخت قرار داده و جميع آلات و اسباب آن تخت از سيم سرخ و به جواهر مكلل بود و دانهء ضعيف‌تر آن به وزن نيم مثقال و باقى ديگر چهار مثقال و سه مثقال و دو مثقال و فروش خارج آن از گلابتون كه دور آن به مرواريد آبدار غلطان تعبيه شده بود و پنج ذراع از آن تخت محجرى از طلا ، استادان صاحب وقوف به طرح هشت كرده و ساخته بودند ، مكلل به جواهر كه در زمين به دور و دايرهء آن تخت كشيده كه هرگاه پادشاه ممالك هندوستان ارادهء جلوس مىنمود ، بر اورنگ جهانبانى برآمده چند نفر از اميران عظام و سرداران كرام در پائين آن تخت تكيه بدان محجر طلا كرده توقف مىنمودند و آن تخت و محجر همه پاره پاره بود به يكديگر نصب كرده برقرار مىگردانيدند . » « محرر اين رواق ( محمد كاظم ) در هنگامى كه رايات جاه و جلال از هندوستان به دار السلطنهء هرات منعطف گرديده بود ، آن تخت را كه حسب الفرمان قضا جريان با خيمهء نادرى تكانيده بودند تماشاى آن را نمود كه عقل بندهء روزگار از تصور و تقرير آن عاجز و قاصر است . داراى زمان آن تخت را مقرر فرمود كه بارگيرى كردند » . در ميان اين غنايم اشياى نفيس فراوان بود من جمله خيمه‌اى كه آسترش از اطلس بنفش و روى آن صورت تمام پرندگان و حيوانات روى زمين و گلهاى قشنگ