عبد الحسين نوايى

135

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

صورت جلسه سخنى از تخميس مذاهب اربعه نرفته بلكه نوشته شده است كه ايرانيان شيعى مذهب مىخواهند در مكه با ركن شافعى شريك شوند . نادر و زنانش مبالغى كرامند براى تذهيب و تزيين عتبات عاليات خرج كردند و نادر به ايران بازگشت و هنگام مراجعت دستور داد كه كركوك و اربيل و قرنه ( در نزديكى بصره ) را با چند نقطهء ديگر به احمد پاشا پس دهند . زيرا پاشاى حيله‌گر خوب دانسته بود كه چگونه در احترام و تكريم مرد مغرور نو دولتى چون نادر بكوشد . شتاب نادر در آمدن به ايران علت فراوان داشت . ظلم و بيداد نادر و فقر و اضطرار مردم ايران سبب شده بود كه هر چند گاه يك بار شورشى در نقطه‌اى از ايران بر پا شود ، خواه از سوى اطرافيان خود نادر ، خواه از سوى شيادانى كه خود را به خاندان صفوى منتسب مىنمودند . از جمله در شروان شخصى به نام سام ميرزا پيدا شد كه پسر شاه سلطان حسين است و جمعى دور او را گرفتند . نادر نصر اللّه ميرزا را به دفع وى فرستاد و او بدين شورش پايان بخشيد . اما سام ميرزا موفق به فرار شد . در فارس هم محمد تقى خان بيگلر بيگى سر به شورش برداشت . وى از سرداران نادرى بود كه با سردار كلبعلى بيك كوسه احمدلو در عمان و نواحى جنوب خليج فارس مستقر بودند . نادر آنان را به حضور خواست و محمد حسين خان قرقلو را به جانشينى ايشان معين كرد . اما محمد تقى خان به عزل خويش و رفتن به نزد نادر راضى نشد و كلبعلى خان را كشت و با محمد حسين خان به جنگ برخاست . كلبعلى خان پدر زن نادر بود و به دو دختر . بدين معنى كه دختر بزرگ او نخست با نادر ازدواج كرد و ثمرهء اين وصلت رضا قلى ميرزا فرزند ارشد نادر بود كه در بيست و پنجم جمادى الاولى 1131 ه / 15 آوريل 1719 متولد شد . پس از اين ، دختر ديگر وى به نكاح نادر درآمد كه نصر اللّه ميرزا و امامقلى ميرزا از بطن او بودند . محمد تقى خان به زودى قدرتى فراوان يافت و چون مردى لايق بود ، در دولت